eitaa logo
𓂃 ࣪˖ پـرده‌نـقـره‌اي ࣪˖ 𓂃
666 دنبال‌کننده
243 عکس
4هزار ویدیو
5 فایل
:: دنیای سریال‌های ایرانی اینجاست😼💪 🌶سکانس‌های ماندگار • کلیپ‌ های کوتاه • لحظه‌های خاطره‌ انگیز • جایی برای عاشقان قصه‌های ایرانی☕️🪄 • از خاطره‌های قدیمی تا سریال‌های محبوب امروز✨🎬 هر سکانس ، یک خاطره . . . هر داستان ، یک حس🕯❤️ 📌کارگردان اینجا;
مشاهده در ایتا
دانلود
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تنها چیزی که نجاتت میده . 💜 ⏜⌣ׄ⏜🪴⏜ׄ⌣⏜ ⿻✦꧇ 𐔌 @Filicf 𐦯
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خیلی عوض شده بودي 😅💔 ⏜⌣ׄ⏜🪴⏜ׄ⌣⏜ ⿻✦꧇ 𐔌 @Filicf 𐦯
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نمیتونی فراموش کنی (: ⏜⌣ׄ⏜🪴⏜ׄ⌣⏜ ⿻✦꧇ 𐔌 @Filicf 𐦯
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
آریان با عصبانیت: «به چی نگاه می‌کنی؟ حواست کجا بود که زدی مچاله کردی ماشینو؟!» رها با پررویی: «اولاً صداتو بیار پایین، دوماً از قصد که نزدم، سوماً فدای سرم! اصن برو درست کن خسارت می‌دم.» آریان با تعجب: «دختر به این پررویی ندیدم! حیف که دیرم شده وگرنه بلد بودم چیکار کنم...» https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284 بزن رو لینک خوشگله😍
هدایت شده از تبادل گسترده لیلیوم🌸
آریان با کنایه: «خوبه والا زدی ماشینو نابود کردی، پررویی هم می‌کنی؟» رها با قاطعیت: «همینه که هست، دارم می‌گم خسارت می‌دم متوجه‌ای؟» آریان تهدیدآمیز: «حیف که وقت بحث با تو یکی رو ندارم وگرنه خوب بلد بودم زبونتو کوتاه کنم.» رها با خنده: «زهی خیال باطل! درسته همینه که تو می‌گی!» https://eitaa.com/joinchat/3831498340C19a9bdb284 تا ساعت 14 بمونه🪵🍃 تبادلات گسترده لیلیوم🌸
هدایت شده از تبلیغات حنـا
داشتم از پله‌ها پایین می‌اومدم که یهو چشمم افتاد به یه پسر غریبه... چند لحظه نگاهمون به هم گره خورد. سرش رو پایین انداخت و گفت: _سلام... قلبم چنان می‌زد که صدای تپش‌هاش رو می‌شنیدم؛ اما منِ بیچاره حتی نتونستم جواب سلامش رو بدم! دویدم توی حیاط و یه نفس خودم رو رسوندم خونه. خدیجه تا منو دید، دلو آب از دستش افتاد ته چاه! _قَدم! چی شده؟ چرا رنگت پریده؟! ماجرا رو که براش تعریف کردم، زد زیر خنده: _فکر کردم عقرب نیشت زده... پسر ندیده! سرم رو پایین انداختم و از خجالت چیزی نگفتم... 😅❤️ https://eitaa.com/joinchat/241500163Cc71fbec5c8