هدایت شده از 𝅄᮫۪𝓜𝗒 𝓑𝗈𝗋𝗂𝗇𝗀 𝓛𝗂𝖿𝖾 ֗𖦹
هدایت شده از 𝅄᮫۪𝓜𝗒 𝓑𝗈𝗋𝗂𝗇𝗀 𝓛𝗂𝖿𝖾 ֗𖦹
تاریکی درون ما ꯭🍧
𝑫𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒔𝒆𝒍𝒇𝒆✰
___۪_݂___۪_
𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝑇𝐻𝑅𝐼𝑆𝐻𝐼𝐴 𝐿𝑂𝑁𝑆𝐸𝑅
𝐅𝐨𝐫:@Monkey_D_Arnika
𝑖 ℎ𝑜𝑝𝑒 𝑦𝑜𝑢 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑖𝑡✦
هدایت شده از صاپاریلند!
به معبد که میرسی تو ورودی میتونی نفر قبلی رو با خدمتکار جدیدش ببینی براشون دست تکون میدی و. بعد از یه مکالمه ی کوتاه واردمعبد میشی.شنیدی کسی اونجا نیست و خب درست بود اونجا هیچکس غیر از خودت نبود که یه دفعه از در پشت ستون ها دیونا بیرون میاد. لباس عجیب و صورتی خوابش رو به تن داره و وقتی تو رو میبینه شگفت زده میشه جلو میاد و میگه: اوه مرد جوان! ببخشید که پوشش خوبه ندار_ یه دفعه مکث میکنه، چشماش میدرخشن و با شادابی میگه: اوه یه فانی که صورتی دوس داره! عزیزم خیلی با سلیقه ای! الان چیزی رو که نیاز داری میسازم! و بعد به سمت مرکز معبد میره کمی سرشو میخارونه و با خودش زمزمه میکنه"یادمه دیشب خمیر رو گذاشتم اینجا..." بعد با لبخند به سمتت برمیگرده. اوه یه لحظه صبر کن تا چیزی رو که میخوای بیارم! و بعد پوف یه دفعه غیب میشه جوری که حتی نمیفهمی کی و بعد با یه موجود ظاهر میشه و با خنده میگه: اینهم از چیزی که نیاز داشتی! مراقب باش اون یه خدمتکار نیست! این موجود یه پرستشگرع! همیشه همراهته و ستایشت میکنه و بهت انگیزه میده!
برای>آرتور
هدایت شده از °·.¸¸.·𝑾𝒉𝒊𝒕𝒆𝒏𝒆𝒔𝒔 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝒔𝒖𝒏·.¸¸.·°حسینی فن کلاب
For dear : Arnika