داستان نشانه (طا)
اعضای شهرک الفبا کم کم داشتند برای جشن الفبا اماده می شدند.مهمانها از دور ونزدیک دعوت می شدند تا خودشونو برای جشن اماده کنند فقط سه خونه ی دیگه تو شهرک مونده بود که پربشه و جشن الفبا گرفته بشه.نشانه ای که امروز میخواست به شهرک بیاد رو قبلا صداشو شنیدین در واقع این نشانه می امد که کمک حال نشانه (تـ غیر اخر ت اخر )باشه اما بایک شکل ونشانه دیگر این نشانه فقط صداش مثل (ت)بود وبرخلاف نشانه ی (تـ ت)که دوبرادر بودند این نشانه در هر قسمت کلمه که می امد به یک شکل می امد وهیچ برادری نداشت یعنی چه در اول چه در وسط وچه در اخربه یک شکل بود.این نشانه یک دسته داشت که همیشه با او بود وتقریبا شکل ظاهری او مثل یک تیشه بود .این نشانه بجز صدای(ت)اسم هم داشت.
بله این نشانه در شهرک الفبا به این شکل(ط)وارد شد .
که اسمش (طا )وصداش(ت)است این نشانه با قطار وارد شهرک الفبا شد ویک صندوق طلا سوغات برای اعضای شهرک باخودش اورده بود.اولین کاری که کرد مسابقه ی طناب کشی را در شهرک بین اعضا به راه انداخت در دست اعضاتشویق کننده یک قوطی داد تا با زدن ضربه روی قوطی ها نشانه های که مسابقه ی طناب کشی می کنند را تشویق کنند.وهمه از ورود این نشانه خیلی خوشحال شدند چون باعث شادی ونشاط انها شده بود.
خانه ی این نشانه کنار خانه ی (ضاد) بود
کلماتی که این نشانه درست می کرد مثل خاطره،وطن ،طوطی،خیّاط،فاطمه،حیاط،طاووس،و......
اقای طا از شما بچه ها خواهش داره که تو نوشتن کلمات دقت کنیدتانشانه ی (ت)را با نشانه ی (طا)اشتباه نگیرید و وهر کلمه را بانشانه ی خودش بنویسید
اقای طا به شهرک الفبا خوش امدید
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فیلم آموزشی نشانه ط
خانم رمضانی
@firststudent
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگارش124
خانم رمضانی
نشانه ط
@firststudent
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگارش125
خانم رمضانی
نشانه ط
@firststudent
6.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نگارش126
خانم رمضانی
نشانه ط
@firststudent
13.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داستان نشانه ط خانم عباسی
@firststudent
مادری که همه کارها را برای فرزندش انجام می دهد،
به فرزندش آموزش می دهد که
✅حقیر ،
✅ناتوان،
✅وابسته
✅ناکارآمد و غیر مفید است.
کلاس اولی من 🇮🇷
سرنوشت دوست داشتن های من پیوند خورده با رفتن و رفتن و رفتن . تو میمونیُ خآطرات و جملهیِ -مگه قرار ن
نوشته بود:
آدمیزاد تاب نمیآورد،
«بالاخره باید یک جایی را داشته باشد به آن پناه ببرد. شهری، دیاری، خانهای، سایهای، تنی، وطنی، آغوشی.»
چقدر درست میگفت..!❤️