eitaa logo
فیتشو | تینا جعفرزاده 🇮🇷
123.6هزار دنبال‌کننده
9.5هزار عکس
1.9هزار ویدیو
20 فایل
سلام🙋🏻‍♀ 🔻اینجا بدنی زیباتر و سالم‌‌تر🧚🏻‍♀️ ذهنی آروم تر و حالی بهتر میسازیم✨ تینا جعفرزاده هستم مربی «لایف‌ استایل سالم بانوان» 🌿 لاغری |تغذیه |تحرک |ذهن |سبک زندگی برای شروع #نقشه رو بفرست 👈🏻 @tina_fitsho @fitsho_champions👈🏻قهرمانامون
مشاهده در ایتا
دانلود
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ همین که عضو این کانالی یعنی سلامتی و زیباییت برات مهمه یعنی از خیلیا خیلی جلوتری💪 پر امید باش و ادامه بده...❤️ 📝آیدی مشاوره و شرکت در دوره های سبک :👇 @tina_fitsho 📌 فیت شو 👈 عضو شوید .
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
. صبح باید اینجوری شروع بشــــــــــــــــــه😍 ببین حس خوب بگیر کیف کن به به👆 خانوم گل🌹 مامان مهربون🤱 بانوی نازنین که ۹۹ درصد وقتت وقف خانواده و فرزندانتــــــــــــــــــــــــــــه👨‍👩‍👧‍👦 خداقوت بهت💪 دست مریــزاد 👏 ماشالله بهت که انقد مهربــــــــــون و از خودگذشته و الهی هستــــــی 😇 فیتشو 👈 عضو شوید . .
. بریم که می‌خوام بــــرات یه قصه جذاب بگــم 😍 فقط قبلش اینو ببین👇 .
. تویی که میگی بچه کوچیک دارم نمی رسم واسه خودم وقت بذارم این قهرمانو ببین ۴ تا فرزند داره👆 با وزن اولیه ۹۵ کیلوگرم ❌ چه حرف هایی که از این و اون شنید و حالا پیام جدیدش داره میاد... .
. دیشب،آخر شب یه پیام این شکلی اومد خستگی کل روزمو شست و بـــــرد😌👆 ۹ کیلو کاهش وزن مامان قهرمان فیتشو ماشالله بهت بانو واقعا ترکوندی 💪 💣 دیگه نبینم کسی اینجا بگه وقت نــــــــدارم وقتی از ته دلت بخوای حتـــما میشه 👊 .
. می‌خوام برات یه قصه جذاب بگم یکی بود یکی نبود 😅 توی یه دنیای رنگارنگ و فانتزی یه عروسک وجود داشت که از خودش رضایت نداشـت، اون به خاطر اندام چاقش از حضور تـــــوی مغازه ها و مهمونی ها و جمع‌ ها خجالــت می‌کشید...😞 .
. عروسک قصه ما دلش میخواست مثل عروسکای باربی خوش اندام باشه و لباسای خوشگل و شیک بپوشه اما هیچ لباس مناسبی اندازه ش پیدا نمیشد برای همین اون سعی می‌کرد از عکس گرفتن و نگاه کردن به آینه و آب و هرچیزی که اونو با خودش روبرو میکرد دوری کنه... .
. اون ترجیح می‌داد تنها باشه و خودشــو از دنیای پر هیاهو و شاد اطرافش و از تمام نعمت های سالمی که خدا براش آفریـــده بود محروم میکرد... 😔 .
. عروسک ما وقتی مجبور بود بره مهمونـــــــــــی گشادترین لباسو انتخاب میکرد که چاقیشــــو از بقیه مخفی کنه و معمولا میرفت یه‌گوشــه مینشست که توی دید نباشه و هر چیزی کــه میخورد با یه خروار عذاب وجدان و ناراحتی و حس بد بود...😞 و روز بروز چاقتر و از بقیه دورتر میشد .
. روزی روزگاری، در یکی از روزهایــــــی که عروسک غمگین ما تنهایی در پارک قدم می‌زد، یه مربی بانشاط و کاربلد رو دیــد که یه عالمه عروسک خوشحال داشــــتن باهاش تمرین می‌کردن، با کلی شـــــــــک و تردید دلش رو به دریا زد و رفت پیــش مربی، مربی هم با دیدن ناراحتی‌هــــــــای اون، تصمیم گرفت بهش کمک کنـــــه... .
. مربی به عروسک ما نشون داد کـــه لازم نیست برای رسیدن به تناسب انــــــــــدام، خودش رو از خوراکی‌های مورد علاقه‌ش محروم کنه، بلکه می‌تونه نسخه‌هــــــــای سالم‌تری از اونـــــــــــــــــــــــها تهیه کنه و از خوردنشون لذت ببره😋 .