.
- همسر شهید :
ساکت اذان و اقامهاش را گوش میدادم.
"ح" هایی که از ته قلب میرسیدند
و "ث" هایی که بر نوک دندان مینشستند.
نگاهش را برگرداند. با لبخند پرسید :"چرا نمیخونی؟"
گفتم :"میخوام بهت اقتدا کنم"
بعد از نماز سر چرخاند. داشتم تسبیح میزدم.
تسبیح را از دستم گرفت. گفت :
"با انگشتات بگو ، اون دنیا شفاعتت میکنن"🤍
-روایتهمسرشهیدمحمدبلباسی.
.
.
بارهادیدهبودمکهنَفسخودشرا ،
موردخطابقرارمیداد . .
میگفت :
کیمیخوایآدمبشی ؟ : )
📖 | علمدار .
#معرفیکتاب
.
.
اگر همه ی مردم دنیاعلی را دوست داشتند . .
خداوند اصلا جهنم را خلق نمی کرد 💘 ! : )
- پیامبر اکرم ؛
.