فوآدبهرَنگِغَمگین
من تمنا كردم با تو باشم
و تو گفتی هرگز
و مرا اين غصه اين هرگز كشت.
فوآدبهرَنگِغَمگین
بی خداحافظی جدا شدیم، و من همانند نوزادی بودم که نبوسیده دفن شد.
- اگر روزى يك هنرمند تورا دوست داشت، خوشحال باش چون تا اَبَد درتمام آثارش خواهى ماند….
- این هوای گرفته او را کاملاً غمگین ساخت. فکر کرد: کاش دوباره کمی میخوابیدم تا همه این مزخرفات را فراموش بکنم.
- تمام عمرم را برای لحظه ای لمس شدن قلبم منتظر ماندم ...
اما تو این را هم از من دریغ کردی ! چه ناجوانمردانه می توانی سنگدل باشی و من چه احمقانه می توانم تو را دوست بدارم ای معبود من .