و درد به مویرگهایمان رسیده و ما هنوز
لبخند میزنیم به امید روزی بهتر .
فوآدبهرَنگِغَمگین
فدای ایران زمین
-هر سطر پر از ناله و هر بند پر از درد، ما تلخترین صفحهٔ تاریخ جهانیم .
- دردِ بیدرمان شنیدی؟!
حال من یعنی همین ،
بیتو بودن ، درد دارد ؛
میزند مرا زمین..
سعدیا ! گفتی که مهرش میرود از دل ولی ؛
مهر رفت و ماه آبان نیز آرامم نکرد ..
در نهایت مرا در تابوت خواباندند بی آنکه بدانند تنم هنوز هم در جستجوی آغوشی امن بود ...