حـال مـن
حال اسیری اسـت که هنگام فرار
یـادش اُفــــتاد کـسی منتظرش نیســت
نرفت ...
گرچه صبح آمد ولی دیشب میان اشکها
در فراسوی خیالت همچنان جا مانده ام ...
فوآدبهرَنگِغَمگین
و چه احساس نجیبیست که با دیدن تو
طلبِ عشق زِ بیگانه ندارم هرگز ؛
فوآدبهرَنگِغَمگین
« حالِ یک دل را اگر کردی خراب، آماده باش!
اشکِ چشمِ دلشکسته، خانه ویران می کند . .
ما در این عقرب سرا هر لحظه از سرتابهپا نیش یاران، نیش ماران، نیش جانان خوردهایم...️