تعال بحلم
أحسبها إلك جية
و گولن جيت...
به رويای من بیا
من این را برای تو،
آمدن حساب میکنم
و میگویم آمدی...
فۅدۅشین
گفته بودم که اگر بوسه دهی توبه کنم
که دگر با تو از اینگونه گناهان نکنم
بوسه دادی و چو برخواست لبت از لب من
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم:)
تا حالا قلبت خاریده؟ یا مثلا تپش گوش بگیری و پاهات از دهنت بزنه بیرون؟ به نظر من دلتنگی هم همینقدر عجیبه.
فۅدۅشین
روی دیواری نوشته بود:
«چقدر سخته کسی رو دوست داشته باشی ولی نتونی بهش بگی!»
یکی زیرش نوشته بود:
«ما که گفتیم چی شد؟!»
نافرجامی تو عشق قلب آدم رو تیکه تیکه میکنه، الهی هيچوقت نصیبتون نشه