eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
2 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
213 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از جنگل بارانی
اسفند شروع شد =) حالا هر روز، کوچه خیابون‌ها بیشتر رنگ و لعاب بهار میگیره~ و اینم دستبند‌های دلبرمون ^^ اولین سری از کالکشن بهاره =) به صورت دستبند،پابند،آویز کلید و... و با هر رنگ زمینه‌ای که شما بخواید قابل اجراست => دیگه چه طرحی دوست دارید برای کالکشن بهاره آماده بشه ؟ 😉✨ بها دستبند ماهی‌گلی: ۸۰ تومان بها دستبند سبزه: ۵۵ تومان~ ☁️ @rainy_forest ☔️
چه سال‌ها، چه روزها، دقایق و ساعات، چه شب‌ها ‏نِشَسته، خَمیِده، دَست بَر زانو، گفتیم دیگر نمی‌توان ادامه داد ‏و ادامه می‌دهیم همچنان! به قول بوکوفسکی"‏ما برای ادامه دادن هیچ کسی را نداریم،جز خودمان و همین کافی است...!"
|شرقیِ‌غمگین|
[پنجشنبه‌های‌به‌یاد‌ماندی] حرف از ماکارونی شد و اینکه عمه کوچیکه چرا دوست نداره و نمیخوره یاد پنجش
سلام امشب شب اول ماه رمضونه با کلی گناه وارد این ماه شدیم، کاش خدا ببخشتمون بلکه آدم شدیم. ماه رمضون که میشه یاد خدابیامرز مادربزرگم میوفتم، همیشه از دو روز قبل پیشواز این ماه میرفت. نون علفی می‌پخت، حلوا، شله زرد و شیربرنج و یه عالمه چیز دیگه. خونش که میرفتی کم نمیزاشت برات الان که دارم اینو مینویسم بشدت دلتنگشم کاش می‌بود کاش زنگ میزدم بهش و میگفتم مادرجون یادت نره دعا کنیمونا، شدیدن محتاجیم به دعای شما. میرفتم دستشو میبوسیدم میشستم براش قرآن میخوندم. یادمه اول روزشو با یه چای و خرما باز می‌کرد، میرفت نمازش رو میخوند بعد میومد یه نون پنیر کوچیک می‌خورد، اگه اشتباه نکنم چند ساعت بعد با پدر بزرگم یه شام مفصل هم میزدن بر بدن^^ الان پدر بزرگم 2 ساله که تنهاست. به معنای واقعی تنهاس:') کاش مادر بزرگمو تو خاب ببینم، بگمش مادرجون حالت خوبه؟ مارو تنها گذاشتی الان جات خوبه؟ بخدا که تمام نگرانی هام از بین میرفت. تو خواب یه دل سیر بغلش میکردم میبوسیدمش. میگفتم مادر جون اون فیلمه که باهم دیدیم یادته؟ اخراش من پاشدم رفتم میشه بشینیم برام ادامه شو بگی؟ آخه هیچوقت نشد که تعریف کنیش برام؟ و می‌شست کنارم هی چای میریخت و هی تعریف می‌کرد. یکشنبه1 رمضان 1443 14 فروردین 1401 3 آوریل 2022
|شرقیِ‌غمگین|
سلام امشب شب اول ماه رمضونه با کلی گناه وارد این ماه شدیم، کاش خدا ببخشتمون بلکه آدم شدیم. ماه رمضون
یه نوشته قدیمی چونکه یه آدم عزیز ازم تعریف کرد:)) گفتم بمونه اینجا به یادگار جای دیگه نمیشه نگهشون داشت:)
من از روزمرگی بدم میاد از خبرای بیهوده بدم میاد ادمای دیگ برام مهم نیستن حوصله بقیه رو ندارم ولی همه اینا برای تو فاکتور شده!
تو دایره امن من رو بدون اینکه پاره پوره کنی واردش شدی، از دروازه اصلی اومدی تو:)
دلم برای ادم ها تنگ میشه.
چرا هیچکی دوسم نداره.
خدایی هیچکی دوسم نداره