سعید هلیچی درست میگه؛
ما از شدت اندوه گریه نمیکنیم، بلکه از ناتوانی در خود فروریختن و از مدت طولانی استوار ماندنمون گریه میکنیم..
افسردگی واقعن خستهکنندهست.
میدونی، متوجهی چه مرگته.. ولی کاری از دستت برنمیاد. حالت از خودت بهم میخوره ولی نمیتونی خوب باشی و باز به همین دلیل هی بیشتر حالت از خودت بهم میخوره و هی به همین شکل تا تهش.
اونجایی که کلاه قرمزی هر کاری کرد
نتونست به چیزی که بخواد برسه
و دیگه خسته و ناامید کفشاش رو درآورد
و رفت روی صندوق عقب یه ماشین نشست.
همون..
هیچ کس درد تورو نداره. هرچقدر سعی کنی توضیح بدی در نهایت هیچ کس چیز هایی که درونت احساس میکنی رو درک نمیکنه. ممکنه به ظاهر احساس همدردی کنه یا براش پیش اومده باشه و این قابل تحسینه ولی در نهایت کسی مسیر تورو طی نکرده، جای تو زندگی نکرده، سختی های تورو نکشیده و از دید و ظرفیت تو با مشکلاتش مواجه نشده.و این منطقی ترین دلیل برای اهمیت ندادن به حرف ها و نصیحت های دیگرانه. برای تنهایی تصمیم گرفتن و گوش کردن به صدای درونته. برای جواب پس ندادن به کسی و عمل کردن طبق چیزایی که فقط و فقط مغز خودت بهت میگه درسته و یا قلبت بهت میگه که انجامش بدی. بهم اعتماد کن.
کاش یه تاریخیو بهمون نشون بدن بگن از اون
روز به بعد دیگه هیچ غمی نداری لااقل به
امید اون روز زندگی کنیم..!
خب یه مدل دلتنگی هم هست که یهو دلت میخواد نصف شب گوشی و برداری زنگ بزنی بگی نخواب !
پاشو !
ببین نمیتونم حس الانم رو توضیح بدم ولی میشه ازم جدا نشی؟ میشه کمرنگ نشی؟ میشه بیای و بشی اتفاق قشنگ هرروزم؟ میشه؟
بخدا من دیوونه نیستما
اصا آره آره دیوونم
من فقط میخوام که مال من باشی،
فقط من..
همین(:
میشه؟!