هدایت شده از منی که میگوید...
حکایت همون شعره دیگه :
آدم تنها میان جمع چقد بسیار است ...
اگه خواستی گریه کنی من شونهات میشم، اگر تنها بودی من سایهات میشم، اگر خوشحال نبودی من لبخندت میشم، اگر هر موقع نیازم داشتی بدون من اینجام، تو همه چیزِ منی، من همیشه مراقبت میمونم.
او را ندیده ام ولی می توانم دوست داشتنش را
با تمامِ وجودم حس کنم. عشق تنها چیزیست که نیازی به چشم ندارد.
رختخوابم را میتکانم و میگردم، چه بسا آغوشی از تو، در برِ ملحفه جای مانده باشد.
من دیگه تو سال جدید اون آدم سادهی زود باور قدیم نیستم؛ بلکه یه آدم سادهی زود باور جدیدم!
آدمک خر نشوی گریه کنی،
کل دنیا سراب است بخند،
آن خدایی که بزرگش خواندی،
به خدا مثل تو تنهاست بخند.