|شرقیِغمگین|
و عیناي الصائمة عن رؤيتك، متى يحين موعد إفطارها؟
و چشمانم روزهدار از دیدن توست،
موعد افطار آن کی فرا میرسد؟!
آن طبیبی که مرا دید در گوشم گفت:
درد تو دوریِ یار است،به آن عادت کن
•فودوشین•
مینویسم که در این سالِ پر از قحطی عشق
گرچه کمیاب ولی عشقِ فراوان منی:)
•فودوشین•
میان استخوان های خُرد شده ایم؛ اما "امید" تقلا میکند برای روییدن ..
•فودوشین•
خوبیِ انتخابِ آدمِ مناسب اینهکه با خیالِ راحت میتونید باهم قهر و دعوا کنید و هیچ حرفی تو دلتون نمیمونه. چون خیالتون راحته هر اتفاقی بیفته از همدیگه خسته نمیشید.
•فودوشین•
دستهایت را میگیرم
امّا تو دستهای مرا نمیگیری
چنان بوسهای
که یک طرفه اتفاق میافتد.
-سِما کایگوسوز