اتفاقا نباید آدم هارو تو عصبانیت شناخت. این جمله بی پایه و اساس که میگه: آدم ها رو باید تو عصبانیت شناخت از ذهنتون پاک کنین، اتفاقا افراد تو عصبانیت خودشون نیستن اونها اونقد تحت تاثیر عوامل منفی هستن که بدون هیچ فکر و برداشت حرفی رو میزنن و رفتاری رو میکنن که بعدا خودشون هم ناراحت هم پشیمون میشن. مگه داریم کسی و که موقع عصبانیت قربون صدقه کسی بره و بگه ممنون چقد قشنگ عصبانیم کردی. این جملههای آبکی سرشار از احساسات بچگانس، نه بلوغ و روشن فکری.
یک جایی شنیدم که میگفت: "کسی که تاج رو بخواد، سنگینی تاج هم تحمل می کنه..."
خواستم بگم اگه کسی واقعا شما رو بخواهد ضعف ها، بد قلقی ها، شکست ها، کمبود های شما را هم می خواهد، و از آنها دلیلی برای رفتن نمی سازد...
می ماند و در کنار هم از همدیگه آدم های بهتری می سازید،
نه با اصرار به تغییر " بلکه با عشق به آنچه هستی"
شما ممکنه بخاطر موضوعی با یکی از بهترین آدمای زندگیت قطع رابطه کنی که اگه همون کارو یه غریبه انجام میداد میگفتی فداسرت و میبخشیدی.
بحثِ توقعه ، انتظار نداری یه سری آدما بتونن دلتو بشکنن.
کاش هیچ وقت به اونجایی نرسیم ، که در حال فراموش کردن آدمایی بشیم که یه روزی باعث میشدن همه دنیا رو بخاطرشون فراموش کنیم!
علیرضا اذر میگه:
نکند دست کسی
دست تو را
لمس کند!
کاش این دلهره
اینقدر
دل آزار نبود...! :)
به خودم که نگاه میکنم میبینم خیلی از بقیه هم سن و سالام عقبم..خیلی بهشون حسودی میکنم، تو رشته مورد علاقهشون مهارت دارن، چیزایی که میخوانُ به دست اوردن، تجربه های که میخواستنُ دارن، آدمای مورد علاقشون کنارشونن، دوستی های پایدار دارن و از همه مهم تر سلامت روان دارن و من تو اتاقم تو تاریکی نشستم، اهنگامو گوش میدم و به روابط از دست رفتهم فک میکنم. مادر و پدرمم ازم توقع دارم ولی من نمیتونم به روشون بیارم که بال و پرمو چیدن چون پدر و مادرمن.