کاش هیچ وقت به اونجایی نرسیم ، که در حال فراموش کردن آدمایی بشیم که یه روزی باعث میشدن همه دنیا رو بخاطرشون فراموش کنیم!
علیرضا اذر میگه:
نکند دست کسی
دست تو را
لمس کند!
کاش این دلهره
اینقدر
دل آزار نبود...! :)
به خودم که نگاه میکنم میبینم خیلی از بقیه هم سن و سالام عقبم..خیلی بهشون حسودی میکنم، تو رشته مورد علاقهشون مهارت دارن، چیزایی که میخوانُ به دست اوردن، تجربه های که میخواستنُ دارن، آدمای مورد علاقشون کنارشونن، دوستی های پایدار دارن و از همه مهم تر سلامت روان دارن و من تو اتاقم تو تاریکی نشستم، اهنگامو گوش میدم و به روابط از دست رفتهم فک میکنم. مادر و پدرمم ازم توقع دارم ولی من نمیتونم به روشون بیارم که بال و پرمو چیدن چون پدر و مادرمن.
.
یهو به خودم میام میبینم پیر شدم و هنوزم بی تو ام ...
بی تو بودن هم سخته ها :)
ولی هاینریش بل خیلی درست و بهجا گفته:
درد دارد وقتی ساعتها مینشینی
به حرفهایی که هيچوقت قرار نیست بگویی فکر میکنی