eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
2 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
217 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
میخواهمت ؛ چنان که شبِ خسته ، خواب را ..
هدایت شده از ماوی
با حرف‌هایت قلبم را در آغوش بگیر جبران کن این همه ندیدنت را...
هیچ حواسم نبود... دو فنجان ریختم...
|شرقیِ‌غمگین|
هیچ حواسم نبود... دو فنجان ریختم...
داستان شش کلمه ای که برندهٔ جایزهٔ بهترین داستان خیلی کوتاه جهان شده است:
هیچ اشکالی ندارد احساساتی داشته باشیم که دیگران چیزی از آن درک نکنند. هر کسی سفر خودش را می‌رود ،
اولاش فکر میکردم همه چیز نوبتیِ تا دیدم همیشه اون اول صبح بخیر میگه ، خیالم راحت بود ازینکه مثل من فکر نمیکنه ، اما بعد یه مدت دیدم منم بعضی روزا ، زودتر از اون صبح بخیر میگم ؛ دیدم عاشقش شدم ، عاشقِ اینکه اون مثل بقیه نبود ، که توی ذهنش مثل بقیه نوبتی بازی دربیاره یا دوست داشتن‌شو ازم پنهون کنه ، یهو دیدم خودمم مثل اون شدم ، دیدم منم واسم این چیزا مهم نیست ، راستش آدم بعد ازینکه یه سری شکست هارو تجربه میکنه ، عاشق کسی میشه که بشه بهش با خیال راحت محبت کرد ، بهش محبت کرد و اون عوض نشه ، ادم اصلا باید به بعضی ها با خیال راحت تکیه بزنه چون مطمئنه اون مثل کوه پشت احساساتت میمونه. خواستم بدونی توام اون ادمی هستی که بهت تکیه زدم.
این همه رنج کشیدیم و نمی‌دانستیم که بلاهای وصال تو کم از هجران نیست
کاش کسی بیاید خیلی بچگانه آدم را تا ده دوست داشته باشد کم، ولی واقعی!
تو بگو وصف لب یار گناهش با من :)
گِله‌ از دستِ‌ کسی‌ نیست ؛ مقصر دلِ‌ دیوانه‌ی‌ ماست.!
هربار که تو چشمت نگاه میکنم از خدا میخوام که هیچوقت تو نگاهِ کسی جز من اینجور خوب نیای:))