آنچنان جای گرفتی ,تو به چشم و دلِ من
که به خوبانِ دو عالم
نظری نیست مرا.
- مولانا
از وقتی اومدی تو زندگیم
فهمیدم که میشه یه نفرو داشت و حالت خوب باشه
میشه یه نفرو داشت و واقعا مثل خودت دوسش داشته باشی
میشه یه نفرو داشت که از اعماق وجودت احساس خوشبختی کنی
میشه یه نفرو داشت که حرفای دلتو بفهمه
میشه یه نفرو داشت که برات بهترین رفیق باشه همراه باشه همدم باشه.
از تو بر کندن دل ، ممکن اگر بود مرا ..
به تمنای تو کی ، این همه جان میکندم .؟
حالم بده، عصبانیم، استرس دارم، تو دلم آشوبه، افسردم، خوابم تنظیم نیست، تفریح درست ندارم، درآمدم کافی نیست، امید به آینده ندارم، امنیت ندارم، کلا هیچی ندارم، هیچی. این خلاصهای از زندگیمه در دورانی که قرار بود بهترین دوران زندگیم باشه.
به عنوان موجودی که قراره یه روز بمیره ؛
بیش از حد دارم همه چیو جدی میگیرمو گریه میکنم ،