eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
2 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
214 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
از پنجره بوی سوختگی می‌آمد ؛ انگار همین حوالی کسی تمامِ گذشته اش را آتش زده ، جنگلی را سوزانده تا درختی را فراموش کند : )
ازاشک هایم تعجب کنم یا از کلماتی که مرگ میریخت؟
پرسید دلت برا کدوم ورژن از خودت تنگ شده؟ راستش دلم برای اون ورژن با انگیزه‌ی هدفمندم تنگ شده
خیلی گریه کردم! برای همه چیز گریه کردم. برای تمام چیزهایی که در خودم دوست نداشتم برای حماقت‌های ناخودآگاهی که مرتکب شده بودم و تمام چیزهایی که وقتی عقل رس شده بودم فکر می‌کردم هرگز گم نمی شوند. از میدان اتوآل تا میدان کلیشی اشک ریختم. در تمام پاریس اشک ریختم، و برای تمام زندگی‌ام گریه کردم." - آنا‌گاوالدا
از دفن ما؛ سالهاست که میگذرد، فقط کاش کسی میدانست چرا نمیمیریم؟!
‏دستها حافظه دارند، تمام لمسها را یادشان میماند، دلتنگ می‌شوند.
کی قراره بفهمیم کور کردن ذوقِ یه آدم با فرو کردن یه چاقو تو قلبش فرق زیادی نداره؟ :)
بیخیالی رو تمرین کنید! یکسری از آدمها حتی ارزش اینو ندارن که بخواید یه قسمت از فکرتون رو بهشون مشغول کنید...
بهت گفته بودم منو از دوست داشتنت خسته نکن؛ یادته؟!
گاهي یه نفر جوري برات مهم ميشه كه حتي وقتي توي سرت هزارتا فكر و درگيري مختلف دارن شلوغ پلوغ ميكنن، فكر به اون یه نفر اون وسط مسطا مث يه ستاره پررنگ بهت چشمك ميزنه.
‏من عاشق سؤال‌های کوچیکم، سؤال‌های بی‌اهمیت. ‏"صبحونه چی خوردی؟ صبح کی پاشدی؟ داری چیکار میکنی؟" ‏اصلاً یک مرحله‌ی دیگه‌ای از دوست داشتنه.
دیدم که آدمی می‌تواند، شفای آدمی شود