از بیرون سعی میکنم شاد باشم و نشون بدم که همچی خوب پیش میره و من حالم خوبه.
ولی از درون دارم پاره میشم از دست مشکلات.
چقدر زیبا نوشته محمود درویش :
من از چشمانِ زیادی گذر کردم
اما فقط غرق چشمان تو شدم .
هدایت شده از ماه ِ من؛
یکی رو پیدا کن که روحتو بیشتر از بدنت دوس داشته باشه :)
هدایت شده از مبلیران شعبه چهاردانگه
نمیدونم چطور توضیح بدم ولی حتی حوصله ندارم از آدمها ناراحت بشم. یعنی سطح انرژی روزانهم جوری نیست که بخشیش رو به دلگیری و مشاجرات بعدش اختصاص بدم. فقط باید زنده بمونم.
بنظرم افسردگی تابستانی وجود داره. اصلاً آدم تو تابستون خیلی موجود بدردنخورتریه.
برنامه هایی که برای تابستون دارم هیچوقت اجرا نمیشن، فقط از تابستونی به تابستون دیگه منتقل میشن.