نمیدونم چطور توضیح بدم ولی حتی حوصله ندارم از آدمها ناراحت بشم. یعنی سطح انرژی روزانهم جوری نیست که بخشیش رو به دلگیری و مشاجرات بعدش اختصاص بدم. فقط باید زنده بمونم.
بنظرم افسردگی تابستانی وجود داره. اصلاً آدم تو تابستون خیلی موجود بدردنخورتریه.
برنامه هایی که برای تابستون دارم هیچوقت اجرا نمیشن، فقط از تابستونی به تابستون دیگه منتقل میشن.
ولی واقعا اینک یکیو داشته باشی که کُله روزتو براش تعریف کنی و در مورد همه چی باهاش حرف بزنی ، خیلی خوبه:))
دلم میخواد به تک تک دوستام پیام بدم که شاید بهترین دوستتون نباشم، ولی واقعن این بیشترین تلاشی بوده که من بعنوان دوست میتونستم از خودم نشون بدم و رفتار من در قبال شما بهتر از چیزی بوده که با خودم داشتم؛ این نهایت من بوده. حالا هر چقدر کم.
ولی چه کاریه.چه میشه کرد.چه میشه گفت.
یکی از شماها یشب بهم گفت تنهایی بهتره از بودن زوری آدما و الان میفهمم چقد درسته!
غمگینم. همیشه غمگینم. دیروزم بودم، پریروز هم بودم، فردا هم خواهم بود. سعی میکنم قبول کنم که همیشه همین میمونه و هیچوقت نمیتونم خودم رو انسان شادی بدونم.