حالا یاد گرفته بودم که حتی نمیتوانستم کامل به خودم اعتماد کنم، چه برسد به کسی دیگر !
هر کسی در عمقِ وجودِ خود قبرستان کوچکی دارد که محل آرمیدنِ تمام آن کسانی است که او دوستشان داشته است
زندگی کوتاه بود، ترجیح میدادم حتی به حومه تبعید شوم تا این که با کسانی زندگی کنم که زندگی را برایم سختتر میکنند.
هیچ وقت فکر نمیکردم تا این اندازه از همه چیز دوری کنم ...
منی که اول و آخر برونگرایی بودم :)