زندگی کوتاه بود، ترجیح میدادم حتی به حومه تبعید شوم تا این که با کسانی زندگی کنم که زندگی را برایم سختتر میکنند.
هیچ وقت فکر نمیکردم تا این اندازه از همه چیز دوری کنم ...
منی که اول و آخر برونگرایی بودم :)
عزیزجون میگفت عشق آدمو قشنگ میکنه، چشای آدم همیشه برق داره و قلبش سرزنده میشه.
حقیقتا عشق دلم خواست.
بنظرم انسان حق داره تا مدت ها برای کسی یا چیزی که از دست داده سوگوار باشه و غصه بخوره.
شاید آروم تر میشدم اگه فقط میفهمیدي حرفام به همین راحتی ك میخوني نوشته نشدن ؛
|شرقیِغمگین|
آره راست میگی خستم؛ ولی یه آدم خسته که هدف داره!
من خستم ؛ خسته از آدماي شهر ، دیواراي اتاقم و از اینکه باید وانمود کنم خوبم .. من خستم از اینکه باید بگم همه چي خوب پیش میره! خسته از انجام کاراي تکراري و خسته از اتفاقایي که هیچ سر و تهي ندارن .. خسته از پوچي و خسته از روزمرگي ها ؛ من فقط خستم ، همین ..