شازده کوچولو گفت : شاید باورت نشه
گل با تعجب پرسید : چیو؟
شازده کوچولو گفت : اینکه بعضی شبا میشه نخوابید و تا صبح به تو فکر کرد.
یه متن دیدم که نوشته بود:
«زندهایم تا بقیه عزادار نشن.» چه وصف حال غریب و صحیحی بود از وضعیت خیلیامون.
ادامه دادن صرفا به خاطر کسایی که دوستشون داریم، نه خودمون…
با من حرف بزن. از روزمّرهت برام بگو؛ من دلم میخواد بدونم کِی از خواب بیدار شدی، دیشب چه خوابی دیدی، صبح چایی خوردی یا قهوه، کتاب چی خوندی، فیلم چی دیدی، موزیک جدید چی گوش کردی. برام از کارت بگو، از مشکلاتت، از آرزوها و رؤیاهات. باهام حرف بزن؛ من بندهٔ لحظات گفتوگو با توأم.