اصلا واسه چی ما دعوا میکنیم؟
کافیه تو قبول کنی همیشه حق با منه.
تموم شد و رفت.
ایکاش خونمون وسط یه جنگل بود و هیچ همسایه ای نداشتیم.
صدا اسپیکرمو تا آخر میزدم بالا و مثل دیوونه ها باهاش میرقصیدم:)
نوشتههایم را خواند و خوشش آمد.
گفتم که همهی اینها را به یاد تو نوشتم؛ خندید و گفت که من حتی تو را نمیشناختم.
گفته بودم ک اگر بوسه دهد توبه کنم..
ک دگر باره از این گونه خطاها نکنم..
بوسه را داد و چوبرخواست لبش از لب من ؛ عهد کردم ک دگر توبهی بیجا نکنم..!