من ؟
نمیدونم
شاید از نظر تو جالب نباشم
اما از نظر خودم از تو جلو ترم.
همین که نمیام تو رو قضاوتت کنم بخاطر خستگیت یعنی از توجلوترم
چون تو این کارو کردی
حداقل بلدم که با کوچیک ترین چیز خودمو خوشحال کنم.
بلدم که پله هارو دونه به دونه برم بالا.
بلدم تو گذشته آدما نباشم
به داشته های بقیه حسادت نکنم
از کوچیک ترین اتفاق درس بگیرم
عصای دست خودم باشم
تو چی
تو بلدی!؟
خوشبختانهیامتاسفانه خیلیوقته چیزیبهاسم، ترساز دست دادنآدمها توی من مُرده.
هستی اما کمرنگگگگ!
حرف میزنی اما تلخ...
محبت می کنی اماسرد....
چه اجباریست دوست داشتن من؟؟؟!!!
چه فایده ای دارد؟ نگران من باشی ولی ازمن دفاع نکنی؟
خیلی دوستم داشته باشی، اما من رانفهمی؟
جای خالی ام را حس کنی ، اما سراغم را نگیری؟
چا فایدهای دارد؟دربین وسایلت باشم اما مهمترین شان نباشم...