اونایی که تورو دوست دارن و احترام و ارزشتو حفظ میکنن و باعث پیشرفتت میشن مهم هستن و قابل احترام ؛ نه اونایی که تو دوسشون داری و از دوس داشتنت سو استفاده میکنن !! تو متعلق به هیچ کس و هیچ چیز نیستی ؛ پس به غیر از خودت به هیچکس و هیچ چیز وابسته نباش !
هرچی بیشتر میگذره هرچی عاقل تر میشی
یاد میگیری دورتو خلوت کنی کمتر بحث کنی
اونایی که از ته دلت دوستشون داری و دوستت دارن رو
کنار خودت نگهشون داری به خودت اهمیت بدی
خودتو دوست داشته باشی خیلی ها هم تو این مسیرت
ممکنه بهت برچسب خودخواهی و افسردگی بزنن
ولی تو بدون توجه به اونا تمرکزتو بیشتر میذاری رو هدف خودت
و برای خواسته هات تو سکوت تلاش میکنی و میجنگی....
از امروز ميخندم
به همه یِ حماقت هايم ، به درد هايم ،
به همه بی وفايی ها .. به نامردی ها .
به همه یِ زخم زدن ها فقط ميخندم :]!
نگاه ميكنم و ساده رد ميشوم
دیگر هيچ ندارم ؛ چه كسی ميتواند از من بگيرد
همه آنچه را كه ندارم ..
درداي شبو نخورید ، نجویید ، قورت ندید . دردای نصفه شب دفع نمیشن روي دل میمونن قلمبه میشن . پیادهروی تنهایي اونو هضم نمیکنه جذب بدن میکنه . زیر بارون رفتن نمیشورتش بارون بهش آب میده و ریشه میزنه تو وجودت . از انگشتاي پات شروع به بالا اومدن میکنه و باز شب ك میشه شبنمش از چشمات سرازیر میشه . دردای شبو قورت ندید این دردا دفن نمیشن.
به غمگینانهترین حالت ممکن روي تخت تو خودم مچاله شدم . تو این نقطه از زندگیم حس میکنم ك دیگه هیچ چیز برام مهم نیست . چاوشی چي میگفت ؟ یه مرگ تازه میخوام به جا زندگی . راست میگفت .. دلم یکم درد میخواد با چاشني مرگ . میخوام خیلي بمیرم ؛
ما بیشتر وقتا اول راه نمیفهمیم که این راه درسته یا اشتباه ،
تا وقتی که به ته راه برسیم
و این بدترین نوع فهمیدن اشتباهه.
جنس دلتنگی ها فرق میکنه، بعضیاشون خیلی عمیقاند انقد عمیق که هر شب تا صبح سقوط میکنی ولی به آخرش نمیرسی، بعضیاشونم با فهمیدن اینکه حالش خوبه برطرف میشه. بعضیاشون بخاطر خودش نیست، برای لحظاته، برای صداش، برای حرفا، برای چشاش، برای مسخره بازیا، برای خندیدنا، برای خودت، برای خودش .
- بحث ما بحث عشقه ! بحث هدفه ! واسه عشق و هدف باید زحمت کشید ، باید کار انجام داد.
¬ دل تنگی و حرف و قربون صدقه کافی نیست؛ واسه عشق ، واقعی باید عمل کرد !
من واقعا از وضعیتم خبر ندارم، هم دلم می خواد تا فردا صبح بی وقفه گریه کنم، از یه طرفم انقدر خستم که حوصله ی گریه کردنم ندارم، نه حرفی نه چیزی، منتظرم اما نمیدونم منتظر چی، نمی دونم به جز تحمل کردن چه کاری ازم بر میاد، هم به کمک نیاز دارم، هم می دونم می تونم خودم تنهایی از پس همه چی بر بیام، لعنت بهش من حتی نمی دونم اسم این وضعیت چیه.
رج به رج
می بافم خیالت را
می شود بیایی
این دوست داشتن را
دورِ گردنت بیندازم ؟
بزرگترین خوشبختی این است که :
ما را بخاطر خودمان و برای آنچه واقعا هستیم
دوست بدارند ...