زلیخا جانِ یوسفت راستش را بگو.. چه به خدایت گفتی که اینطور پا در میانی کرد!!
گفتم او زیبا بود، گفت چقدر زیبا؟ گفتم به زیبایی آهنگ محزونی که آخر شب گوش میدهی نفس عمیقی کشید و گفت: زیباییاش به گونهای بود که وادارت بکند چشمهایت را ببندی و رویا ببافی؟
تو خیلی چیزارو نمیدونی تو نمیدونی چقدر یواشکی نگاهت کردم، تو نمیدونی چقدر شبا قبل خواب بهت فکر کردم، تو نمیدونی چقدر وقتی ازم دور بودی نگرانت میشدم و دلتنگ، تو نمیدونی چقدر دوست داشتنت تو قلبم ریشه کرده، تونمیدونی چقدر عزیزترینی برام
دلم میخواست الان یکی بود که دوستش میداشتم و خوش خنده بود و فیلم کمدی میذاشتیم و انقدر میخندیدیم که اشکامون در میومد و بعد از دل درد و گونه درد میمردیم")
میدونی قشنگیش کجاست؟ باهم ادامه دادن، باهم تلاش کردن، باهم درستش کردن، باهم جلو رفتن، باهم رسیدن باهم موندن")
بعضیا تن صداشون خیلی معمولیه ؛
ولی همین که باهات حرف میزنن آروم میشی . .
بعضیا نوتیفکیشن پیامهاشون مثل بقیهس ؛
ولی حکم مسکن رو واسه ما داره !
بعضیا نیاز نیست کار خاصی انجام بدن ؛
همین که باشن بودنشون دلیل حال خوبت میشه . .
بعضیا چهرشون خیلی معمولیه ؛
ولی همهی وجودشون قلبه .
هروقت یکی میگه:
" دختر داشتن خیلی سخته "
دلم میخواد بهش بگم اگه پسرها رو
درست تربیت کنیم ، دختر داشتن
اصلا سخت نیست !