تو با اغیار پیشِ چشم من مِی در سبو کردی
من از بیمِ شماتت گریه پنهان در گلو کردم!
زنده ام،
هرچه زدی تیغه به شریان نرسید
خیز بردار ببینم خطری هم داری؟
" علیرضا آذر "
ِچشم و اَبروی خَشِن از بَس که میآیَد به تو
گاهی آدَم عاشقِ نامِهربانی میشَوَد!