گذشتیم از او
کاش غمش ما را به حالِ خود رها کند..
غلط کردیم..
کاش باز نامِمان صدا کند!
بَهری از غم یاد بگیر...
مثلِ او ، هر شب در آغوشم بگیر..
البته یادم برفت !
گر بیایی ، من شوم ، در شادی اسیر!
روزی می آید ، که دلم هیچ تمنا نکند!
مالِ خود او بشود، بهرِ کسی هیچ نتپد!
کاش زودم برسد، جان به لبانم که رسد
چون دگر نیست توانِ ، زندگی با دلِ تنگ
“وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد، بیشتر تنهاست. چون نمیتواند به هیچکس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد؛ و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود...
لب هست ، ولی میل به لبخند نداریم
عشق است و اما ، که معشوق نداریم
عقل خواهِ فراموشی ، اما که نزاریم
انگار که با حسرتِ یار ، باید که بمیریم..