هدایت شده از |شرقیِغمگین|
عجیبه ،یه دختر صبح یه جور چشم باز میکنه و از خواب پا میشه انگار نه انگار دیشب تا خود صبح اشک میریخته...
میره و به کار و زندگیش میرسه
من نمیدونم با این غم چیکار کنم، همیشه بیخ گوشمه، حتی وقتی قشنگ ترین لباسمو پوشیدم، وقتی بهترین آرایشمو کردم، وقتی دارم با آهنگ مورد علاقم میرقصم، وقتی کنار پنجره وایسادم و لیوان چاییم دستمه، حتی وقتی خوب ترین عکسمو استوری میکنم، وقتی تو کافه نشستم و منتظرم شیک شکلاتم رو بیارن، تو باشگاه وقتی که دمبل رو برمیدارم، موقع خرید وقتی ویترین مغازه هارو میبینم، تو حموم وقتی در شامپو رو باز میکنم، وقتی که پیازو رنده میکنم تا غذا بپزم، موقع رانندگی که یهو فرمونو محکم تر میگیرم، حتی وقتی که دارم خمیر دندونو میزنم به مسواکم، این غم منو ول نمیکنه، بخشی از من شده، تو بهترین لحظه هامم یه گوشه وایساده و واسم دست تکون میده
هیچ وقت عشق را از کسی گدایی نکنید
هیچ وقت التماس نکنید کسی با شما بماند
هیچ وقت التماس نکنید برای شما زمان بگذارند
یا به شما متعهد بمانند و یا به شما توجه کنند
چرا که اگر کسی بخواهد و شما را دوست داشته باشد
نمی گذارد شما چیزی را درخواست کنید
اگر رابطه متقابل باشد
او آنچه نیاز دارید را با آغوش باز به شما می دهد!
یکی هم نداریم وقتی با موهای ژولیده پولیده صبح ما رو میبینه مثل شهریار بگه؛
«زلف آن است که بی شانه دل از جا ببرد.»
احساس خلا و خالی شدن میکنم، دست و دلم به هیچ کاری نمیره، میگم، میخندم، به نظر خوشحال و راضی ام، ولی نه، اون چیزی که نشون میدم نیستم، اون چیزی که داره بهم میگذره با اون چیزی که نشون میدم کیلومترها بینش فاصله اس.نه انگیزه ای دارم، نه ذوقی، و نه دیگه میتونم بیشتر از این نقش بازی کنم.
اگه یه نفر رو میخوای، دنبالش برو سعی کن بدستش بیاری؛ نه با تحمیل، فقط خود واقعیت باش. خود واقعیتو بهش ثابت کن(:
با رفتن چیزی حل نمیشه؛ فقط یه مشت خاطره برات میمونه. نزار پشیمون بشی.
عشق واقعی به همین راحتی بدست نمیاد