روزی، جایی، صدایی از گذشته تو را به روزهای قدیمی فرا خواهد خواند، همان روزهایی که شجاعتش را نداشتی حتی در تنهاییهایت بهشان رجوع کنی.
من از اون دسته آدمام که هی نگاه میکنم .
هی نگاه میکنم .
هی نگاه میکنم .
بعدش تو نگاه میکنی و میبینی دیگه نیستم!
خیلی وقت پیش رفتم چون دیگه موندن فایده نداشت،نگاه کردن و حرف زدن فایده نداشت
رفتن بعضی وقتا بهترین راه حله.
آدم ها قابلیت اینو دارن که دلتنگ آدما و چیزهایی بشن که هیچوقت نداشتن.
مثل آدم مورد علاقشون ، آرامش و امنیت و چیزی که تا حالا تجربهش نکردن
﮼ممکنه زمان همه زخمها رو درمان کنه،
اما نمیتونه اونارو پاکشون کنه..
وابستگی زمانی ایجاد میشه که طرفِ مقابل خواسته و نا خواسته، کاری میکنه یا حرفی میزنه که حس بهتری داشته باشی. عوض کردن حالِ آدما رو هر کسی بلد نیست.
موقع عصبانیت حواستون باشه با کی و چجوری دارین حرف میزنید.
همه چی حل میشه و حالتون خوب میشه اما یه حرفایی یه لحنایی هیچوقت از دل طرف مقابل پاک نمیشه.
بعضی وقتا نیاز داری از آدمایی که خیلی دوستشون داری فاصله بگیری، واسه اینکه بهشون نزدیک بمونی.
لب واقعا عضو خوشگلیه، مخصوصا وقتهایی که بسته میمونه راجع به ظاهر، سلیقه، علایق، رتبه کنکور، ازدواج، بچهدار شدن، دانشگاه رفتن، میزان درآمد و... کسی نظر نمیده و سوال نمیپرسه.
آدمیزاد مجبور به تجربه چیزهاییه که خودش انتخاب نمیکنه، و مجبور به گرفتن تصمیماتی که نمیخواد. آدمیزاد محکوم به تحمله.