اینجا چون گلدانِ قدیمیِ خانهی مادربزرگ، دارم خاک میخورم، گردوغبار تمام تنم را گرفته، حیف نیست؟
حیف است که تنها بمانیم و حیف شویم.
و سلام بر آیندگان. آنان که کتابِ تاریخ ما را میخوانند و نخواهند دانست که چه بر ما گذشت.
فراموش کردن آدمی که دوسش داری مثل چراغ روشن تو روز میمونه، نمیبینیش فکر میکنی فراموشش کردی اما شبا یهو روشنی همه جا رو میگیره
بیش از حد فکر کردن فقط باعث نمیشه تو سرت یه شکاف ایجاد بشه، بلکه انقدر بهت فشار میاره که یه روز خودت رو از پنجره پرت کنی بیرون!
من فکر میکردم شماهم مثل خودَمین همونقدر خوب ، قدرشناس و صادق.
ولی اون چیزی ک نشون میدادین نبودین ، بازیگرای خوبی بودین.