eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
2 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
214 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
جایی در زندگی‌ام می‌ایستم و می‌گویم: این تماماً من بود ؛ که دوام آورد ؛ که ادامه داد و رسید ..
فریاد زد : من باید قوی باشم او دیگر برنمیگردد جمله‌اش که تمام شد بغضش فروپاشید اشک‌هایش مثل دانه‌های باران روی شهر گونه‌اش میبارید و احساساتش را غرق میکرد
'هر آنچه را که ذهن انسان بتواند درک کند می‌تواند بدست بیاورد.' دبلیو کلمنت استون
چقدر اشتباه کردم و چقدر همچنان اون اشتباه‌ها رو ادامه می‌دم و چقدر اشتباه می‌کنم
از خودم بابت دوست داشتن شما معذرت میخوام، ارزشش رو نداشتید.
گفتی زندگیم چطور بود؟ شبيه به چهار راه وليعصر، حدوداى ساعت هفت و نيم، هشت. شلوغ. پُر از آدم، آدمايى كه دارن از سركار و سر كلاس و سر قرار برميگردن. سرگرمم میکردن تا اینکه این حقیقت که همه ازم رد ميشن تا برسن خونشون خورد تو صورتم، هیچکس موندنی نبود و حالا بعد اين همه شلوغى و ولوله وقتى همه رسيدن خونه، شدم يه چهار راه وليعصر خلوتِ غمگينِ تنهای غریب. خیلی تنها. بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنی.
اینکه شما یک‌ ماه قبل به این‌ فکر‌ می‌کردین که چقدر دارم با این آدم حال می‌کنم و چقدر می‌تونیم باهم روز خوب داشته باشیم و درست یک‌ ماه بعد حتی ‌ رغبت ⁩نمی‌کنید ‌ بهش⁩پیام بدید اصلا چیز عجیب و غریبی نیست. آدم‌ها در یک‌ ماه که هیچ، در عرض چند ساعتم میتونن ثابت کنن که چقدر اشتباه می‌کردیم.
بله من خیلی بی‌جنبم لطفا تو ارتباطتون با من تا حدممکن و حتی بیشتر، ادب و رعایت کنید و حد و مرزتونو بدونین .
یه آدمیم که دلم میخواد خیلی کارا بکنم ولی تو یه بدنی که همش میخواد بخوابه گیر افتادم…
از قلبم گذشتم و با مغزم زندگی بهتری دارم . .
می‌دونی، خیلی وقته دیگه ناراحت نیستم، خوشحالم نیستم. یه حالی بین بودن و نبودن، نمی‌دونم با کدوم کلمه می‌شه بیانش کرد. شاید دیگه عادت کردم، عادت کردم به داشتن احساس‌های اضافی‌‌.
«می‌دانیم که نمی‌رسیم و می‌دویم»