eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
2 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
217 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه به من بود نمیزاشتم کسی حتی به ناراحت کردنت فکر کنه. نمیزاشتم هیچ غمی بیاد بشینه کنج دلت. نمیزاشتم بی‌حوصله بشی و حس پوچی بهت دست بده. نمیزاشتم تو شرایط سختی بمونی و فکرت درگیر باشه. نمیزاشتم این آدما بهت صدمه‌ای برسونن، همشو خودم به جون میخریدم تا جایی که ممکنه تو حالت بهتر بشه"
او همچون خانه است، گرم است و همه خستگی را از من برطرف می‌کند. - محمود درویش
میخام با من همونطوری حرف بزنی که تو خلوتت با خودت حرف می‌زنی. ‏میخام همون فکرایی که به کسی نمیگی رو به من بگی.
ی روز بالاخره این ساعت خواب احمقانه رو شکست می‌دم و اون روز، روز بزرگی خواهد بود.
هدایت شده از Tweety
باشه ولی ما نسلی هستیم كه پدر مادرامون ميگن بچه ما از اين كارا نميكنه و ما دقیقا تموم اون كارا رو میکنیم.
خستگی از کجای تن آدمی شروع به بالا آمدن می‌کند؟ چطور می‌تواند این همه پوست و گوشت و استخوان و رگ و مویرگ را کنار بزند و به روحِ نفوذناپذیر، نفوذ کند؟ این همه قدرت را از کجا می‌آورد؟ چگونه آرام آرام خودش را به تن می‌آساید و به رخ می‌کشد که تو نمی‌توانی مچش را بگیری و در میانه‌ی این حمله‌ی سراسر ناجوانمردانه متوقف‌اش کنی؟ چرا نمی‌شود با این حجمِ عظیمِ شکننده رو‌به‌رو شد و سرش فریاد زد که من از تو قوی‌ترم؟
هرگز فکرش راهم نمی‌کردم بزرگ شدن این همه دلگیر باشد! که گاهی زندگی ات طعم قهوه بگیرد همانقدر تلخ همانقدر تیره... به این در و آن در بزنی که حالِ دلت کمی خوب شود، که روزهایت کمی رنگ زندگی بگیرد، که کمی لبخند در زندگیت معنا پیدا کند! هرگز فکرش را هم نمی‌کردم که زندگی‌ام آنقدر با غم در آمیخته باشد که تنها دلخوشی‌ام گذر زمان باشد! و حالا من، جوانی که پیر شده‌ام و مبتلاام به روزمرگی! و افسردگی خصوصیت بارزیست در من که روز به روز بیشتر بر روحم رخنه می‌کند! و من هر شب آرزو می‌کنم به روزهای کودکیم برگردم! که تنها درد زندگیم زخمِ زانوهایم باشد!
یه قانونی هست که میگه گاهی هر چقدر برای چیزی بیشتر پافشاری کنید، و بیشتر سمتش برید و درگیریش بشید، اون بیشتر ازتون دور میشه پس رها کن بره شاید رسیدن در رها کردن باشه؛ به قول نادر ابراهیمی که میگه: بگذار آنچه از دست رفتنی است از دست بِرود، وگرنه تو در قلب یک انتظار خواهی پوسید
غمگین بودن، ضعیف بودن نیست. ما می‌خندیم، زندگی می‌کنیم، برای آرزوهامون تلاش می‌کنیم، به آدما کمک می‌کنیم، برای دوستامون ویدیوهای خنده‌دار می‌فرستیم، گاهی به شکاف دیوار خیره می‌شیم و از خنده پاره پوره می‌شیم، اما حقیقت اینه که ما خوشحال نیستیم که هیچ، ما غمو درون خودمون حس می‌کنیم.