قدیمترها همیشه علاجی برای هر دردی بود. مثل روغن چرخ خیاطی برای نالههای لولای در؛ مثل دوا گلی برای زخمهای کودکانهی سرِ زانو؛ مثل آغوش مادربزرگ برای باریدنِ تمام بغضهای جهان؛ چقدر دستهایمان خالی شده.
بابا لنگ دراز عزیز، من دوستت دارم.
حتی اگر باز هم جواب نامه های مرا ندهی..
حتی اگر از تمام تو، فقطو فقط سایه ات را داشته باشم؛