من و من بعد از مدتها فاصله از او.
من حالا منِ سابق نیستم،او نیز نیست.
معنی من در کنار او چه بود؟
ما؟ یا فقط منِ همیشه حاضر در کنارش؟
من بودم و او به شکل خاطرات.
راهمان جدای از هم و برخلاف قبل نه در امتداد او.
اشکالی نداره، بالاخره خوب میشی، حتی اگه زمان زیادی طول بکشه تا تروما و زخم ها خوب بشن. تو اشتباهی نکردی که با یه آدم صمیمی شدی، این فقط یه درس برا آینده است، فقط دوباره جای اشتباه قرار نگیر.
یادت باشه، بهبودی دشواره
خودت را با همان کبودی زیر چشمانت دوست بدار زیرا گواه رنجی هست که چشمانت تحمل کردند بدون ان که به زبان بیاورند.
خوش به حالتون رفیق صمیمی دارین
من چند ساله نمیدونم رفیق صیمیمی چی هست اصن:))))
‹ و سلام بر آنها که خاک
را در آغوش گرفته اند حال آنکه ما به آغوش
آنها بسیار محتاج تریم :)!
گفت : خانهها ، در غیابِ
ساکنانشان خواهند مُرد !
‹ و سپس به قلبش اشاره
کرد :)!
|شرقیِغمگین|
شاید تو احتیاج داشته باشی این جمله محشر از < معین دهاز > رو بخونی:
جایِ غلط با آدمِ غلط سوار شدم ، هر کجا پیاده شوم ، درست است.