eitaa logo
|شرقیِ‌غمگین|
2 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
218 ویدیو
5 فایل
^^
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از |شرقیِ‌غمگین|
می‌گم: جمشید نارنجی چیه؟ مهر، آبان، وای از آذر
You can forgive some people without welcoming back them into your life! Apology accepted, access denied. تو ميتونی کسیو رو ببخشی ولی دوباره به زندگیت دعوتش نکنی! ببخش پذیرفته اس، ولی ارتباطِ دوباره هرگز!
‏ازدمیر آصف نوشته: مى‌گفتى : «شبت خوب جانِ من» بیشتر از خوب بودنِ شب اندیشه‌ى این‌که "جانِ" تو هستم در من ریشه مى‌کرد و سبز می‌شد و من برای تو آرزو میکنم هر جایی که هستی، اگر غمگینی یا خوشحال، اگر خسته‌ای یا پر از زندگی، اگر منتظری یا به وصال رسیده‌ای، جانِ کسی باشی.
هدایت شده از |شرقیِ‌غمگین|
ولی پاییز بی دلبر همون حوض خالیه که مورچه ها خاک میریزن رومون . • فودوشین •
من تو رو فراموش نکردم، تو هم منو فراموش نکردی. ما فقط وانمود به فراموشی میکنیم. ما تظاهر میکنیم به هم فکر نمیکنیم، درحالی که همیشه به فکرِ همیم. ما تظاهر میکنیم دلتنگِ هم نمیشیم، ولی توام خوب میدونی که چقدر دلتنگِ همیم. ما تظاهر میکنیم حالِ خوب و بدمون واسه همدیگه اهمیتی نداره، اما هر دومون خوب میدونیم که جز ما دوتا، هیچکس برامون مثلِ ما نمیشه. ما تظاهر میکنیم زمانی به هم علاقه نداشتیم و دوتا دوستِ معمولی بودیم که مدتی دردمونِ دردای هم بودن، ولی خوب میدونی که زمانی شده حتی به دروغ، تو منو دوست داشتی. ما دوتا تظاهر میکنیم نسبت به هم بی تفاوتیم، اما هیچ دلمون نمیخواد طرف مقابلمون با کسی باشه. ما دوتا سراغِ هم نمیریم، ولی دورا دور حواسمون به همدیگه‌ست. ما تظاهر میکنیم بیخیالِ هم شدیم، ولی رفتارمون اینو نمیگه. ما دوتا درسته از هم دوریم، ولی بیشتر از هر کسی همو میفهمیم. ما تظاهر میکنیم حسی به هم نداریم، اما در واقع ما دوتا خیلی همدیگه رو دوست داریم. فقط راهِ درست رو گم کردیم.
-وای بر من ! تو همانی که امیدم بودی ؟
هدایت شده از |شرقیِ‌غمگین|
چطور با غم نداشتنت کنار بیام ای عشق دور من؟! بین خودمون باشه ها ولی من هنوزم با عکسات حرف میزنم خنده داره نه؟منی که به همه میگفتم عشق چیه اصلا؟!عمرا بخام کسیو دوست داشته باشم اینچنین تو غم نداشنت اشک میریزم! -فریس
ما خیلی حرف نمی‌زنیم، مثل قبلا برای هم کلی استوری و متن و تکست نمیفرستیم ولی خواستم بهت بگم که: دلم برات تنگ شده و امیدوارم حالت خوب باشه.
من اصلا نمیبخشمت، تو باعث شدی کل پاییز مورد علاقمو بخاطرت گریه کنم.
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف می‌کنم که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت..
شب دوباره همانیم، آزرده، غمگین، تنها و ترسیده از دنیا! حتی اگر تمام روز ، در قوی ترین حالات ممکن انسان زیسته باشیم.
گمان کردند که هرگز غمگین نمیشوی، زیرا همیشه لبخند به لب داری.»