دلم میخواد برم و به دورو بریام بگم "من فعلا حالم خوب نیست، میشه دست از دوست داشتنم برنداری تا دوباره بیام؟"
دیگه دلم نمیخواد هیچ وابستگی ای ، هیچ خاطره ای
هیچ دوست و هیچ عشقی داشته باشم.
همشون باعث گرفتاری میشه..
از من به شما نصیحت!جایی بمونید و جایی باشید که واستون ارزش قائل باشن
جایی باشید که بودنتون مهم باشه به زور نمونید هیچ جا!حالا اونجا چه تودل یه شخص باشه چه تو رابطه باشه چه تو خونه باشه چه بین دوستاتون باشه چه خانواده؛هرجا و هرجا باشه فرقی نداره...
لحظه ای که حس کردین دیگه جایی ندارین بار و بندلیتون رو جمع کنین و خیلی آروم برید از تنهایی و تنها موندن بعدش نترسید!
بخدا تنهایی یه روز تموم میشه،اشکاتون یه روزی تموم میشه...
اما دل،دلشکسته هیچوقت التیام پیدا نمیکنه بلکه روز به روز زخمش عمیق و عمیق تر میشه
موندنتون رو به جایی نرسونید
که با دل شکسته برید،واسه خودتون و بودنتون ارزش قائل بشید:)
به قول کریستوفر مورلی: اون چيزى رو بخون كه هيچكس ديگه نميخونه، به چيزى فكر كن که كس ديگهاى بهش فكر نمىكنه و كارى رو بكن كه هيچكس جرأت انجام دادنش رو نداشته باشه. ضروری نيست كه ذهنتون دائما با آدمها هم عقيده باشه!
من خیلی آدم"قبل از اینکه کسی رو رها کنم،مطمئن شدم که برای نگه داشتنش هر کاری کردم”ای هستم.
دوست داشتن خیلییی جالبه بچه ها
فک کن داری چایی دم میکنی یهو یادش میوفتی نیشت تا بناگوش باز میشه.