هدایت شده از عقلنوشتههای انقلابی
💢4 مسئله اصلیِ پیشرو، از مرحله امضای تفاهمنامه💢
(صفحه 1 از 2)
🔹بالاخره جنگ با اسرائیل جنایتکار و آمریکای وحشی به مرحله «امضای تفاهمنامه» رسید؛ مرحلهای از مراحل میانی جنگ.
جنگ تمام نشده و بعید است به این زودیها هم تمام شود؛ ولی نمیتوان از پیروزیهای قابلتوجه میانی — چه در عرصه نظامی، چه در عرصه اجتماعی و چه در عرصه دیپلماسی — بهراحتی گذشت.
ناکام ماندن آمریکا در تحقق اهداف خود (از تغییر رژیم گرفته تا تسلط بر منابع نفت و انرژی ایران، تا جادهصافکنی برای پیوستن کشورهای منطقه به پیمان ابراهیم و ایجاد آشوب داخلی و تا تجزیه استانهای مرزی)، چیز کمی نیست که جای تبریک نداشته باشد. این پیروزی در سایه برانگیختگی عمومی ملت ایران در اثر شهادت خونین رهبر عظیمالشأن انقلاب، وحدت ساحات ایران تا لبنان و وحدت عقولِ میدان، خیابان و سیاست رقم خورد. امضا و اقرار گرفتن از آمریکای خونخوار در پای تفاهمنامه، نشان از عظمت، اقتدار و حقانیت ایران دارد؛ ولو اینکه هنوز در میانه جنگ باشیم و تا رسیدن به لحظات پایانی، وقت برای پیچوتاب خوردن وضعیت توسط دشمن کینهای و بیرحمی مانند آمریکا و اسرائیل فراوان باشد.
🔹امروز که به لطف الهی، پیروزی چشمگیر ملت ایران تا حدودی — لااقل در مرحله اول و بر روی کاغذ — تثبیت شده است، به نظرم چهار مسئله، مسائل اصلی پیش روی ماست که به اجمال عرض میکنم:
✅ مسئله اول:
امروز زمان مانور اقتدار جریان سیاسی کشور در لحظه امضای تفاهمنامه در قاب رسانهای آن است. ما باید این نکته را در نظام الهیاتی خود تمام میکردیم که تحقیر سردمداران کفر و نفاق و مایه عبرت دیگران کردن آنها، بزرگترین مانع بازگشت آنها به رفتارهای خصمانه آشکار با ملتهای مؤمن و مجاهد است. باید بهصراحت گفت که ایده «حفظ احترام آنها و عصبانی نکردنشان» و پشتیبانی از پیامها و رجزخوانیهایی که بهاشتباه گفته میشود فقط مصرف داخلی دارد، عایدی جز جریتر و گستاختر شدن دشمن ندارد. البته در این میان، خالی شدن دل مستضعفین عالم نیز خسارتی است که نمیتوان برای آن قیمتی گذاشت.
✅ مسئله دوم:
معدل نمره این دوران صدروزهی مسئولین در اعتمادسازی و اقناع مردم، نمره بالایی نیست. شاید نماد آن، جمله جناب دکتر عراقچی بود که در تلویزیون (۲۳ خرداد) گفت: «وقتی تفاهم شد و امضا شد حتماً جزئیات کامل آن را اینجا عرض خواهم کرد، بند به بند، کلمهبهکلمه حتی توضیح خواهم داد که چه معنی دارد و چه دستاوردهایی برای ما به دنبال دارد». اینکه بعد از امضای تفاهم، کلمهبهکلمه را توضیح دهید، خوب است، ولی ربطی به تفاهم با مردم و به قول رهبر عزیزمان آسیدمجتبی، «پای درس مردم نشستن» ندارد.
✅ مسئله سوم:
مسئله بعدی، مسیر ساخت و آینده ایران عزیز است. ما باید از درسهای گرانبها و پرهزینهای که در این دوران بر ما گذشت، عبرت بگیریم. ما نیازمند بازخوانی استراتژیهای توسعه زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری خود هستیم تا در لحظه وقوع جنگ سخت نظامی — که اصلاً دور از ذهن نیست — به نقطه آسیب و ضعف ما تبدیل نشود و به اهرمی برای ضعیفالعقلهای توسعهگرا در ایران برای کند کردن تیغ فشار حداکثری به دشمن مبدل نگردد. به تعبیر دیگر، ما نیازمند ساخت آینده کشور بر اساس ایده «الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی» هستیم که رکن رکین آن، جهاد کبیر و اجتناب حداکثری از الگوی توسعه غربی است تا در میانه جهاد اصغر، ما را زمینگیر و گرفتار نکنند. البته شرط آن، ایستادن جوانان شجاع، مؤمن، انقلابی و خلاق در مسند بازطراحی این مسیر پرفرازونشیب و البته پربهجت است.
لینک قسمت اول: https://eitaa.com/alimohammadi1389/2204
👇
لینک قسمت دوم: https://eitaa.com/alimohammadi1389/2205
هدایت شده از عقلنوشتههای انقلابی
💢4 مسئله اصلیِ پیشرو، از مرحله امضای تفاهمنامه💢
(صفحه 2 از 2)
✅ مسئله چهارم:
مسئله چهارم، لزوم ارتقای فناوری تجمعات شبانه برای مرحله جدید درگیری با آمریکا و اسرائیل است. این تجمعات نیاز به ملاحظات، ویرایشها و افزودههایی دارد:
✔️ تریبونها: تریبون باید نماینده وجه وحدت و وحدانی این تجمعات باشد؛ لذا خطاب آن باید ناظر به دشمن بیرونی و خاصتاً این دو مفلوک مهدورالدم (یعنی نتانیاهو و ترامپ) باشد. تریبون باید بتواند همه مردم را در برابر خباثتها و فتنههای این دو، بسیج و منسجم کند.
✔️ موکبهای گفتگو و مناظره: مواردی مانند لزوم بازگشایی مجلس، انجام مذاکره در زیر آتش یا در وضعیت سکوت نظامی، هماهنگی یا عدم هماهنگی مفاد تفاهمنامه با رهبری و دهها مسئله مهم و اساسی دیگر که مخالف و موافق دارد، جای طرحشان در تریبونها نیست. جای طرح این مسائل، در «موکبهای گفتگو و مناظره» در دل همان محل تجمعهاست. صاحبنظران و مدعیان بیایند و طرح بحث کنند، سوال و نقد بشنوند و البته بزرگوارانی با سلامت اخلاقی، صحت منطقی گفتگوها را مدیریت کنند.
✔️سازوکار حقوقی برای انفاذ اراده عمومی در نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری کشور: هر چه میگذرد جای خالی فرآیند و سازوکاری برای پرسشگری مردم و پاسخگویی مسئولین بیشتر به چشم میآید. چطور یک نماینده مجلس وقتی با ۲۰۰ هزار رأی یا ۱۰۰ هزار رأی و گاهی با ۳۰ هزار رأی وارد مجلس میشود، میتواند از یک وزیر سوال بپرسد و وزیر هم ظرف چند روز باید در صحن مجلس پاسخگوی آن باشد و اگر نماینده قانع نشد، سوال به کمیسیون تخصصی ارجاع میشود؛ اما ما برای امضای مؤثر آحاد جامعه در موظف کردن قانونی مسئولین به پاسخگویی در محل پرسشگری و همچنین برای مکانیزم ارجاع آن در صورت قانع نشدن امضاکنندگان فکری نکردهایم؟ چرا اگر ۱۰۰ هزار نفر سوالی را از مسئولی امضا کردند، نتوانند او را به جمع خود فرا بخوانند، پاسخش را مستقیم بشنوند و اگر قانع نشدند، امکان پیگیری سوالشان را در یک نظام ارجاع با وجود هیأت علمی و هیأت داوران داشته باشند؟ این جمله را باید بارها و بارها تکرار کنیم
ملت مبعوث، برای واقعی ماندن نقش خود، نیازمند خلق فناوریهای اجتماعی جدید جهت انفاذ اراده جمعی خود است.
لینک قسمت اول: https://eitaa.com/alimohammadi1389/2204
👇
لینک قسمت دوم: https://eitaa.com/alimohammadi1389/2205
🔻 امتداد فلسفه در عینیت؛ حلقه مفقوده در نقشهٔ تمدنسازی و موازنهٔ قدرت تمدنی
👤 محمدرضا خاکی قراملکی | ۲۷ خرداد ۱۴۰۵
▫️مکتب تمدنسازی؛ فراتر از انباشت داده و توسعهٔ ابزاری
اساساً تمدنسازی اسلامی، صرفاً با انباشت دادهها، توسعه فناوری یا افزایش ظرفیتهای نهادی تحقق نمییابد، بلکه نیازمند بنیانهای فلسفیِ منسجم و امتدادیافته در ساحت عینیت اجتماعی است. اقتدار علمی نه یک مرتبهٔ خنثی و ابزاری، بلکه شرط لازمِ امکانِ «اقتدار تمدنی» تلقی میشود؛ زیرا علم، در مقام یک سازوکار تولید قدرت اجتماعی، اگر از جهتگیری معرفتیِ متناسب با فلسفه اسلامی برخوردار نباشد، بهجای تقویت نظم تمدنیِ مطلوب، در خدمت بازتولید عقلانیت سکولار قرار میگیرد.
▫️در فلسفههای معاصر غرب شاهدیم که این مکاتب با حضور عقلانی در «سیستمسازی»، توانستهاند از لایههای انتزاعی عبور کنند و به ساختارهای عینیِ حکومت و اقتصاد راه یابند؛ اما فلسفه اسلامی ما با وجود غنای بینظیر صدرایی، هنوز در ذهنیات مجرد باقی مانده است. این پرسش چالشبرانگیز، در کانون یکی از عمیقترین آسیبشناسیهای تمدنی است.
▫️دیدهبانی راهبردی رهبر شهید؛ از عقلانیت پایه تا سیاستگذاری کلان
در دیدهبانیِ استراتژیک رهبر شهید، حضرت آیتالله خامنهای، یک حقیقت تکاندهنده وجود دارد: «اقتدار تمدنی» بدون «اقتدار علمی» میسر نیست و علم، ابزار توسعه قدرت اجتماعی است. گفتمانسازی ایشان در جهت برپایی تمدن نوین اسلامی، صرفاً در حد توصیه باقی نماند، بلکه تا مرز سیاستگذاری کلان در جهت توسعه علمی پیش رفت. در افق فکری ایشان زیرساخت قدرت علم به یک عقلانیت پایه و فلسفی بازگشت میکند؛ عقلانیتی که تا ظرفیتهای بالقوه و بالفعل آن در راستای امتداد در عینیت فعال نشود، نمیتواند به یک اقتدار علمی پایدار منتهی شود.
▫️در این بستر است که نگاه آسیبشناسانه ایشان در تحول علوم اسلامی، به یک عقلانیت فلسفی معطوف میشود. لذا بر این باور تأکید داشتند که نقص بزرگ فلسفهٔ ما این است که امتداد اجتماعی و سیاسی ندارد؛ در حالی که جاذبه عمده فلسفه غرب در این است که توانسته مسائل بنیادی زندگی مانند فلسفه حکومت، دولت و اقتصاد را بر اساس مبانی خود حل و فصل کند.
▫️رابطهٔ علوم سکولار و خطای محاسباتی کارگزاران
واقعیت عینی جامعه نشان میدهد که فقدان علوم انسانی بومی و عدم حضور مؤثر معارف حوزوی در مدیریت حیات اجتماعی، بستر را برای هژمونی علوم سکولار مهیا کرده است. کاربست الگوهای توسعه غربی، نه تنها فرم و سبک زندگی، بلکه عقلانیت و محاسبات اجتماعی کارگزاران و نخبگان را هم سکولاریزه کرده است. اینجاست که ضرورت تدوین «#الگوی_پیشرفت ایرانیـاسلامی» به جای مدلهای توسعه غربی آشکار میشود.
▫️در دنیای امروز، مدیریت دانش یک ضرورت گریزناپذیر است. اگر نخبگان حوزه و دانشگاه نتوانند نرمافزار تمدنسازی و #فقه_حکومتی را تولید کنند، حتی دستاوردهای بزرگ در تکنولوژی نظامی نیز نمیتواند مانع از فرسایش سرمایه اجتماعی شود؛ چرا که دشمن مسلح به علم سکولار و تکنولوژی لجامگسیخته، جامعه انقلابی را در ساحت مناسبات اجتماعی زمینگیر خواهد کرد.
▫️دستگاه فلسفی هر تمدن، تأمینکننده زیرساخت عقلانیت اجتماعی آن است و خطاهای محاسباتی را به حداقل میرساند. ما برای عبور از این چالش تمدنی، به تولید یک دستگاه فلسفیِ پویا با رویکردی عینی و پاسخگو به مسائل کلان نیازمندیم.
👈 مشاهده متن کامل یادداشت
➕فرهنگستان علوم اسلامی قم
همه صفحات |Foeq_IR
.
💥 چرا جنگ به صلح تحمیلی كشیده میشود؟
پاسخ: وقتی انقلاب فرهنگی، همردیفِ اقتدار نظامی و جنگ پیش نرفته باشد.
🔰 استاد سید منیرالدین حسینی الهاشمی (۲۹ تیر ۱۳۷۲):
◀️ حدود پنج، شش سال قبل كه قدرت و قوه مسلمین بهوسیله فداكاریها و ایثارها، هر روز فتح سیاسی عظیمی را برای جهان اسلام میآورد، مسلّم بود كه لجستیک این نیروی نظامی (یعنی نظام اداری جامعه، نظام تولید اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) بهخصوص بخش فرهنگی، همردیف جنگ نتوانسته پیش برود.
◀️ و البته برای حقیر این مسئله قابلاثبات است و هر كسی هم صحبتی داشته باشد من برای او اثبات میكنم كه اگر ما در انقلاب فرهنگی پا به پای انقلاب سیاسی، جواب خواستههای مكرر و صریح و حتی تا مرحله التماس حضرت امام(ره) را داده بودیم، مسئله جنگ به صورت دیگری پیش میرفت.
امام مرد رشید و نیرومندی بود و تكیهاش فقط به خدا و ائمه طاهرین(ع) بود. در مقابل دنیا یکتنه ایستاد و خم به ابرو نیاورد. با این وجود تنها در این مورد التماس میكند! شما نگاه كنید به عبارتهایشان در باب انقلاب فرهنگی. میبینید كه آنجا ایشان با لحن تقاضا جلو رفته، تا آنجا كه مثلاً ایشان در یکجا در برابر سازمان برنامه و بودجه و بانك میفرماید فضلا و كارشناسها بنشینند و ما را از این بیچارگی نجات بدهند! در پیام حج خود میفرمایند كه: اگر كسی بتواند نظام اقتصادی اسلامی را ارائه دهد ارمغانی برای مستضعفین جهان است. در مسئله انقلاب فرهنگی میفرمایند: سادهاندیشی است كه كسی خیال كند که... .
بنابراین طبیعی است كه خود ایشان هم ابتدای امر چنین تصوری نداشتند كه استقلال سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی، با وابستگی فرهنگی ممكن باشد. ایشان غیر از تأكیدات مكرری كه در این مورد داشت، گاهی از لسان امر و دستور، به لسان تقاضا و حتی التماس میرسید. در آنجا كه میفرمودند: دستمان را بگیرید و از این بیچارگی نجات بدهید. البته ایشان برای خدا التماس میكرد، نه اینكه برای خودش باشد. یعنی آن انسانی كه در برابر دشمن آنگونه محكم میایستاد، در مقابل دوست هم خواهش همكاری میكرد.
◀️ اگر انقلاب فرهنگی همردیف انقلاب سیاسی جلو رفته بود، اصولاً سرنوشت جنگ اینگونه نمیشد. من نمیخواهم بگویم كه فضلا التفات به موضوع پیدا كردند و با این وجود به مخالفت پرداختند. خیر، اصولاً برای آنها التفات به موضوع حاصل نشد. حتی آن عدهای هم كه مسئول انقلاب فرهنگی شدند، آنها هم التفات عمیق به اینكه حالا چه كنیم؟ باید فرهنگ به چه نحوی برگردد؟ معادلات به چه صورت عوض بشود؟ و... پیدا نكردند. و اگر این مطلب انجام شده بود، بهنحوی دنیا بهطرف انقلاب میآمد كه دیگر معنا نداشت جنگ به صلح تحمیلی كشیده شود. اگر شما اقتصاد اسلام را به مردم دنیا تحویل داده بودید یا نظام مدیریت اسلامی را ارائه كرده بودید مسئله بهصورت دیگری در میآمد. اگر ما مسلمین در پاسخ امام خمینی(ره) نظامی را ارائه داده بودیم، قطعاً ایشان نیروی اینكه بتواند این نظام را در صحنه جهان بیاورد و به آن وسیله نظام كفر را محاكمه كند، داشت. با همین صداوسیمایی كه نسبت به تریبونهای جهانی بسیار ضعیف هم هست و پوشش چندانی ندارد، امام خمینی(ره) در مواضع سیاسی بهگونهای موضع میگرفت كه بعد از رحلتش گفتند دو رئیس جمهور آمریكا و دو انتخابات آمریكا به دست ایشان تحت تأثیر قرار گرفت و آسیب خورد!
كسی كه در «اشداءُ علی الكُفار» به آن محكمی بود؛ در «رُحماء بینَهم» تا این مرحله اصرار كرد، ولی پاسخی به او داده نشد و اگر داده میشد حتماً میتوانست وضع جنگ را بهگونهای دیگر در دنیا جلو ببرد.
📖 منبع: دورۀ «بررسی رابطه مدیریت با توسعه نظام ولایت»، جلسه ۱۱، کد پژوهشی ۱۷۱، ۲۹ تیر ۱۳۷۲)
➕فرهنگستان علوم اسلامی قم
همه صفحات |Foeq_IR
.