اینجا زیادی بهم ریختست، مثل من.
کاش یکم اوضاعمو مرتب کنم
نمیدونم چرا خودم از آرزو کردنش خسته نمیشم
اینجوریم که خب زن برو کاراتو بکن دیگه مشکلت فقط همینه، انجامشون بدی حل میشن واقعا کار سختی نیست
ولیخب من مزخرف تر از این حرفام. حتی به زور میتونم از جام بلند شم. بهش افتخار نمیکنم؛ نه، اتفاقا حالمو بهم میزنه.
مدام به خودم میگم نه لوس نشو افسردگی اینقدر مسخره و دم دستی نیست که تو داشته باشی،
اما اگه افسرده نیستم، پس چی جلومو گرفته؟