آنِمَن
بچهها ؛
این چند وقت
هرچی بیشتر به شهادتِ شهید حمیدرضا فکر کردم،بیشتر یه سؤال توی سرم موند .🖤
ما برای شهیدمون
واقعاً چیکار میتونیم بکنیم؟
نه میتونیم برش گردونیم…
نه میتونیم داغی رو که روی دلِ ما
و خانوادهش مونده،برداریم…
پس چی؟
گفتم شاید یه کاری هست که از دست ما برمیاد ؛ اینکه رفتنش، ما رو هم یهجوری تغییر بده،اینکه یه شهید فقط یه اسم و یه عکس توی کانالمون نباشه؛یه تلنگر باشه برای زندگیِ خودمون.
برای همین
یه قرار توی ذهنمه ؛
یه قرارِ هفتروزه🫂🤌🏾
میخوام هفت روز با هم یه تجربه داشته باشیم.
هر روز، یه اتفاق جدید ؛
یه روز با خدا،یه روز با خودمون، یه روز با آدمای اطرافمون، یه روز با امام زمانمون…
و شاید بعضی کارا هم باشه که هیچکس جز خودمون و خدا ندونه انجامش دادیم .🕶️👋🏽
ولی یه قانون داره ؛
هرچی توی این هفت روز شروع کنیم،
تا روز هفتم باهامونه.
یعنی روز اول ؛یه قدم.
روز دوم ؛ قدم اول + یه قدم دیگه.
و همینطور تا آخر هفته…
حالا ببینیم
اگه فقط هفت روز، واقعاً برای خدا از خودمون کار بکشیم، آخرش از خودمون چی ساخته میشه؟ 🎀:)))
-
بعضی
قدمها رو فقط خدا باید ببینه. 🙃💘
و یه چیز مهمتر:
این مسابقه نیست.
قرار نیست ببینیم کی بیشتر انجام داده؛
تنها رقیب تو، آدمِ دیروزِ خودته🕶️👋🏽
قرارمون اینه که روز هفتم،
برگردیم و به روز اول نگاه کنیم و ببینیم آروم آروم داریم برای تغیر قدم بر میداریم🌷🐋
براش نامه بنویس
خودِ خودت باش🤌🏻💘
همون حرفهایی که اگه آقا همین الان روبهروت نشسته بود،
آروم سرتو میانداختی پایین و میگفتی.
از دلتنگیهات بگو.
از گناهات.
از اون چیزایی که حتی از گفتنشون به نزدیکترین آدم زندگیت خجالت میکشی.
از آرزوهات.
از جاهایی که کم آوردی.
از دفعاتی که تصمیم گرفتی تغییر کنی و دوباره برگشتی سر جای اولت.
هیچچیز رو قشنگ نکن.
هیچچیز رو پنهان نکن.
این فقط يِ نامه بین شماست🌷♡
-
و آخرش فقط اینو بنویس:
«آقاجون… سختهها؛
ولی بهخاطر شما، خودمو درست میکنم. :)))» 🫀
-