آنِمَن
و اما روح من
اگه یه کالبد دیگه داشت و بین دهه پنجاه شمسی گیر افتاده بود، قطعاااا جز اون دخترایی بود که توی زیرزمین خونهشون یا داشتن اعلامیه مینوشتن، یا نوارکاست سخنرانیای امامو ضبط میکردن، یا تو کوچه پس کوچهها یواشکی از زیر چادر و لای کتاب و حتی توی پوتینشون اعلامیه درمیآوردن
و میچسبوندن به دیوارا؛
یا وسط اجتماعات داشتن با جدیت تمام شعار میدادن^^
اسممم به تصویب عزیزجون و مامانم نورا میبود:)))
- نورااا، نوارو آوردی؟
- نورااا، مامانت دنبالت میگرده!
- نورا، دخترا جمع شدن، کی میای سخنرانی آقارو براشون توضیح بدی؟😂🤝🏻