عجیبه که هنوز باید برای بعضیها توضیح بدیم که اضطراب، انتخاب آدمها نیست.
هیچکس انتخاب نمیکنه قبل از فرستادن یه پیام، بارها متنش رو عوض کنه تا مبادا حرفش بد برداشت بشه، هیچکس انتخاب نمیکنه بعد از یه تماس تلفنی، مکالمه رو توی ذهنش مرور کنه و دنبال اشتباهات احتمالی خودش بگرده، هیچکس انتخاب نمیکنه مدام از خودش بپرسه «نکنه ازم ناراحت شده؟» یا «نکنه دیگه مثل قبل دوستم نداره؟»، هیچکس انتخاب نمیکنه برای مطمئن شدن از اینکه در خونه رو قفل کرده، چند بار برگرده و چکش کنه، هیچکس انتخاب نمیکنه با شنیدن یه صدای غیرعادی از بدنش، ساعتها توی اینترنت دنبال نشونههای یه بیماری جدی بگرده، هیچکس انتخاب نمیکنه وقتی قراره اتفاق مهمی بیفته، از چند روز قبل نتونه آروم بگیره، هیچکس انتخاب نمیکنه وقتی باید استراحت کنه، عذاب وجدان بگیره چون احساس میکنه هنوز بهاندازهی کافی کار نکرده، هیچکس انتخاب نمیکنه از ترس اشتباه کردن، یه تصمیم ساده رو بارها به تعویق بندازه، هیچکس انتخاب نمیکنه وقتی کسی باهاش سرد برخورد میکنه، تمام روز درگیر این باشه که چه اتفاقی افتاده و هیچکس انتخاب نمیکنه وقتی حتی همهچیز آرومه، باز هم نتونه از آرامش لذت ببره و منتظر اتفاق بد بعدی بمونه.
اما بر خلاف مواردی که گفتم، قضاوت کردن آدمها بهخاطر چیزی که تجربه میکنن، یک انتخابه.
لازم نیست به کسی که مضطربه بگی «چرا انقد استرس داری»، حملهی پنیکش رو بیاهمیت جلوه بدی یا بهش بگی «چقدر حساسی!»
اضطراب انتخاب نیست، اما اینکه چطور با رنج دیگران برخورد میکنیم، انتخاب خودمونه.
اما من هنوز تو را دارم؛ نه در آغوشم، نه کنارِ پنجره، نه در هیچکدام از روزهایی که میتوانستیم باهم پیر شویم؛ که در ژرفایِ این قلبِ خسته، همانجا که عشق هنوز از رفتنت نترسیده است.
«آدمِ خوب هم مصیبت به بار میآره. میذاره دنیا همونجور که هست باشه. به جانیها هم کمک میکنه و خامِ وراجهایی میشه که حرمت هیچی رو نگه نمیدارن.»
«انجمن زیرشیروانی»
-ارنست کرویدر
"زنى كه آرامش خود را در تنهايى و انزوايش بيابد،
زنى ست كه قلبش مدتها پیش مرده است و قاتلش،
عزيزترين كسانش بوده اند..."
_محمود درویش.
هیچوقت نتونستم از این آدما باشم که حق خودشون رو میگیرن، همیشه اینجور بودم که نه توروخدا بفرمایید بقیهی پول منو ندین، سروصدا کنین، نوبتمو رد کنین، جامو بگیرین، برام کولر نزنین.
هیچچیز در دنیا از رنجی که یک انسان در
سکوت تحمل میکند، دردناکتر نیست.
ابله - داستایفسکی