عمیقا این حرفِ امیر محمد عبدالهی رو میفهمم که میگه:
"آدمی چه عجیب و بیچاره است! افرادی دوستت داشتند، دارند و خواهند داشت.. اما تو از اینکه یک نفر دوستت نداشت، رنج میکشی.."
کاش ناشناخته میماندند؛
آدمهایی که فکر میکردیم بهتریناند!
آنهایی که رویِ معرفتِشان حساب کرده بودیم.
کاش سَر از کارِشان در نمیآوردیم،
آن رویِ سکهشان را نمیدیدیم،
نقابِشان را کنار نمیزدیم.
و کاش تصوراتِمان را، اِعتمادمان را،
آرامشِمان را خراب نمیکردیم...
پونه مقیمی بسیار بسیار بسیار بسیار حق میگه:
"بعدها متوجه میشویم چقدر درست بوده که با اصرار کسی را نگه نداشتیم.
همه ی ما لایق رابطه ای هستیم که در آن، برایمان تلاش کنند، دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند.
آدمهایی که شک دارند و هنوز درگیر رابطه ی قبلی هستند، نمیتوانند امنیت یک رابطه را تامین کنند."
یادآوری :
-تو سزاوار رابطه ای هستی که بهت اجازه بده در طول شب با آرامش بخوابی و صبح با حال خوب بیدار شی، تو سزاوار این هستی که علاقه و محبت کافی دریافت کنی، ایراداتت و تفاوتات درک بشه و بهش احترام گذاشته بشه، از اضطرابت کم کنه و به رشد و پیشرفتت کمک کنه، اگه غیر ازاینه، لطفا رهاش کن، چون داری وقتتو هدر میدی.
ولی بیا روراست باشیم، اگه ریسک نکنی، اگه نخندی، اگه همش مراقب باشی، اگه اشتباهی نکنی، اگه زندگیو دو دستی بچسبی و سخت بگیری، اگه فقط برای دیگران زندگی کنی، اگه خاطره های خنده دار نسازی؛
اونوقت واقعا خوشحال هستی؟ فکر نمیکنم.
پس جهنم و ضرر، میخوای انجامش بدی؟ انجامش بده. مهم نیست چه کاری، کوتاهی مو؟ کوتاه کن، رنگش کن اصلا یه مدل جدید اختراع کن. دوستش داری؟ بهش بگو. ازش بدت میاد؟ قطع رابطه کن. اصلا پاشو برو جاهای جدید، وسط خیابون بخند و بدو، برو تو کوه از ته دلت جیغ بزن، واسه خودت گل بخر، برو رنگ بخر تختتو رنگ کن، دیوارو رنگ کن؛ هر کاری که میخوای بکن، زندگی کن! فقط شُل کن و لذت ببر؛ همونی باش که میخوای باشی، خودت باش.
یه ویدیو بود به بچههای ۵-۶ ساله یاد میدادن که
از چیزی که یه نفر نمیتونه تو ۵ ثانیه تغییر بده، انتقاد نکن.
مثلاً چهرهش، پوستش، چاقی لاغریش...
لازم دونستم اینو به شما بچه های ۱۵ تا ۵۰ ساله ی گل توی خونه یاداوری کنم.
برای تنهایی
برای عزیزی که از دست دادی
برای عشقی که رهایت کرد
برای درد بی پولی
برای زجر بیماری
برای جداییها
برای غربت وُ بیکسی
برای نرسیدنهای مکرر
برای خستگیهایت
برای غمی که نمیتوانی به کسی بگویی
برای تسکینِ این همه رنج انسان بودن
به آغوش خدا پناه ببر...
«خدا هست»
همش به خودم میگم کم نیار، غصه نخور، وقت نداری که انقدر لوس باشی. باید کار کنی، باید پول دربیاری، باید مهاجرت کنی، باید زبان بخونی، مقاله بدی، و هزارتا کوفت و زهرمار دیگه، ولی خب سخته. بخدا خیلی سخته..