زنها "یهو" قاطی نمیکنن!
سکوت و صبوریای که ماهها تحملش کردن، فقط برای این بوده که رابطه حفظ بشه...
ولی چون طرف مقابل فقط بلده وقتی داد زده شد یا اشک ریخته شد متوجه بشه، فکر میکنه دعوا "ناگهانی" بوده!
نه عزیزم...
این آخرین مرحلهی یک فرسایش طولانیه که تو نفهمیدیش...
عزیزم آدمای سمی همیشه داستان رو از جایی تعریف میکنن که تو دیگه نتونستی تحمل کنی و واکنش نشون دادی؛ اما هیچوقت نمیگن خودشون چطوری تورو از نظر روحی و احساسی نابود کردن. اونا قصه رو طوری میگن که انگار همه چیز تقصیر تو بوده، اما پشت این سقوط احساسی تو مدت ها بی انصافی و زخمه! بنای این اینقدر حرص حرفای که میزنن رو نخور، رها کن بزار تو تفکرات واهی خودش سرگردون باشن!
بالغ بودن در رابطه ی عاطفی یعنی متوجه بشیم وقتی پارتنر ما درباره ی موضوعی که داره اذیتش میکنه، صحبت میکنه؛
قصدش زیر سوال بردن یا حمله به ما نیست
اون فقط دنبال راهی برای ترمیم و تقویت رابطه میگرده
بلوغ عاطفی یعنی بجای مغرور بودن، مسئولیت پذیر باشیم و بهش بگیم که من نمیدونستم چیزی داره اذیتت میکنه
الان اماده ام تا کاملا بهت گوش بدم و با هم به یک راه حل برسیم تا مشکل حل بشه
"گوش دادن، عمیق ترین نوع عشقه!"
یه متن خوندم خیلی درست و به جا بود، میگفت:
"تو امکان نداره یه آدم دروغگو پیدا کنی که به کسی اعتماد کامل داشته باشه، یا آدم خیانت کاری که باور داشته باشه طرف مقابل کاملا بهش متعهده.
از اونور اکثر آدمای مهربون هم نمیتونن تصور کنن کسی بتونه بهشون آسیب بزنه.
میخوام بگم هر آدمی دنیا و آدماشو همونجور میبینه که خودش هست.
زیاد درگیر رفتارهای آدما نشو.
اینو میگم ولی فقط بین خودمون بمونه. واقعاً دوست دارم یکی رو عمیقاً دوست داشته باشم؛ باهاش راحت باشم، هرچی اذیتم میکنه بهش بگم، پیشش آروم بگیرم و قلقم رو بلد باشه، خودم رو پیشش سانسور نکنم، هر چقدر خواستم و تونستم بهش ابراز علاقه کنم و نگران هیچی هم نباشم.