حضرت مولانا توی یکی از داستانهای مثنوی میگه که:
اگر دانه ای رو کاشتی به هیچکس راجع بهش نگو چون حتی اگه یه کلاغ جای اونو یاد بگیره ثمرهی کارتو از دست میدی چه برسه اینکه آدما ازش با خبر بشن
هر ایده، هدف، تفکر، برنامه ای تو ذهنتون هست تا زمان به ثمر نشستنش به کسی چیزی نگید.
این روزا بعد از دیدن آدمای زیاد.. یاد این تیکه از حرف فروغ فرخزاد که میگه:
"نمی دانم چرا تحمل جمعیت را ندارم.
چرا تحمل زندگی فامیلی را ندارم.
من آنقدر به تنهایی خودم عادت کرده ام که در هر حالت دیگری خودم را بلافاصله تحت فشار حس می کنم. تا دور هستم دلم می خواهد نزدیک بشوم و نزدیک که می شوم می بینم اصلا استعدادش را ندارم..."
خواستم بهت بگم، اگه ترسیدی، اگه ناامیدی، اگر خسته ی، اگر فکر میکنی مسیر داره به ته اش میرسه یا استرس و اضطراب داری نگران نباش ما همو داریم عزیزم همش درست میشه♥️✨
اگر بیداری برای آرامشت خواستم بهت بگم:
"اين شبها ميگذرد وميرسد روزى كه در آغوش هم از سر شوق گريه سر ميدهيم♥️
الان داشتم فكر ميكردم ديدم ما از سال 98 به اين سمت زندگی نكرديم؛ فقط داشتيم از مرگ فرار ميكرديم....
واقعا چقدر ناراحت کننده... بهترین سالای زندگیمون تو بدترین شرایط گذشت و همچنان هم همینطوره..