برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.
عزیز دور،عزیز دست نیافته،عزیز بوسیدنی،عزیز قلبم،
برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛ولی دستانم کوتاه بود.
برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود.
برای تو مینویسم که یک جهانی.
مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم.باشد که بدانی و بدانند که تورا دوست می داشتم؛
بسیار،بسیار...
آدمی که پنج سال دیگه هستی،کاملا بستگی داره به کتابایی که الان میخونی.آدمایی که باهاشون وقت میگذرونی.عادتای که برای ایجادشون وقت میزاری و بحثای که درگیرشون میشی!حواست به زندگیت باشه،وقتتو انرژیتو برای آدمای که ممکنه پنج سال دیگه هیچ جایگاهی تو زندگیت نداشته باشن هدر ندی!
از امروز به خودتون قول بدید و با خودتون تکرار کنید که:
«هیچکس ارزش اینو نداره که بخوای بخاطرش از کارِت،ورزشت،درست،خوابت،آرامشت، هدفت بزنی! تاکید میکنم هیچکس..»
برای تمام این سالها از تو ممنونم.
برای تمام لحظاتی که دوام آوردی و در گوشِ من زمزمه میکردی که «این نیز میگذرد» ،تو قطعا دوست داشتنی ترین بخش زندگیام هستی. با پیدا کردنت میتوانم تغییر را شروع کنم. میتوانم بخش هایی از رفتارهایم را تغییر دهم و میتوانم عشق ورزیدن را دوباره بیاموزم اما این بار این تغییرات، لحن سرزنش نخواهد داشت. صبورتر خواهم شد و راحت تر با نقص ها کنار خواهم آمد. تو تا همیشه زیباترین همراه زندگیام خواهی بود. کنارت خواهم ماند. این بار صبورتر و امیدوار.
ممنونم '' خودم''
بپذیریم یا نپذیریم
آدمی که دوستمون داشته باشه
نمیتونه ازمون بیخبر باشه
نمیتونه پیام نده
نمیتونه زنگ نزنه
نمیتونه توجه نکنه
حتی اگه بتونه
بعد از یه تایمی نمیتونه دووم بیاره
اگه دووم آورد
یعنی هیچوقت دوستمون نداشته
تمام.