دخترا تلاش میکنن که بعدا رو دلشون نمونه وگرنه ادم میدونه رو یه پسر بچه بلاتکلیف نمیشه حساب کرد.
ادامه بده
حتی اگر هیچکس حواسش به زانوهای خسته و ابرهای گرفتهی آسمان تو نبود. حتی اگر هیچکس نفهمید که چقدر کم آوردهای و داری لابلای لبخندهات، چه اندوه عظیمی را حمل میکنی. حتی اگر خودت را تنها و آسیبپذیر حس میکردی و دیگران فقط نگاه میکردند. ادامه بده، چون این مسیر توست و در انتها؛ این تویی که طعم رضایت و خوشبختی را میچشی و دیگران فقط نگاه میکنند...
میپنداشتم او با همه فرق دارد، نجاتم خواهد داد. فرق داشت، اما نجاتم نداد. بقیه اگر رهایم کردند، او غرقم کرد.
من اونی که ترس از دست دادنش رو داشتم رو خودم ول کردم
اتفاقا خیلی آدم "با هم درستش میکنیم"ی هستم ولی اینکه دائم در حال شستن کوهی از ظرف های یکبار مصرف باشم بنظرم کار بیهوده ایه
اگه قرار باشه هربار تلاش کنم که بگم : "من وجود دارم"
فراموش شدن رو ترجیح میدم
عُرضه ى دوست داشتن اگر ندارید
توانِ نگه داشتن اگر ندارید
خراب نکنید احساسِ پاکِ آدمهایى که بعد از شما
میخواهند واقعاً عاشقى کنند
شما مى آیید
وعده اى میدهید
سرتان را مى اندازید و مى روید به ناکجا
آدمِ بعد از شما اما
باید جان بکَنَد تا ثابت کند
مثلِ شما و امثالِ شما نیست
عُرضه ى دوست داشتن اگر ندارید،
خراب نکنید
همین اندک ریتمِ شیرینِ عاشقى را که جریان دارد
به زندگیات برس!
بیخیالِ کی چی گفتها و کی چهکار کردها و کی کدام قله را فتحکردها...
بیخیالِ غصهها، رنجها و اندوهها،
بیخیالِ مشکلاتی که هرچه بیشتر به آنها بپردازی، پررنگتر میشوند.
به زندگیات بپرداز و به آدمهای خوبِ جهانت و به کارهای کوچک و ارزشمندی که از عهدهشان بر میایی. غصه چرا؟ مقایسه چرا؟ حس بیکفایتی چرا؟ اگر رئیس یا مدیر خوبی نیستی، کارمند نمونهای باش، اگر کارمند خوبی نیستی، در شغل آزاد خودت خوب باش و اگر تمام اینها نیستی، مادر یا پدر خوبی باش که جهان درست از همین نقطهای که تو ایستادهای آغاز میشود.
قیاس، خطای محض است. هرکسی ماجرای خودش را دارد و در ماجرای خودش رنج و رسالت و آسیب خودش را.
به زندگیات برس و آرام باش و فراموش نکن که اگر سقف کوچکتری داری، زحمت و آسیب کمتری خواهیداشت و اگر سقفی وسیعتر، مسئولیت و آسیبی بیشتر و عدالت دنیا درست در همینجاست.🌱
زندگی است عزیزم! بالا دارد، پایین دارد، اندوه دارد، شادی دارد، درد دارد، درمان دارد. نمیشود که دلت بخواهد فقط بالا بروی و شاد باشی و دردی نداشتهباشی!
نمیشود که همه چیز بر وفق مرادت پیش برود. اصلا گاهی لازم است زمین بخوری تا لذت برخاستن را بچشی. اصلا گاهی لازم است بدون هیچ راه بازگشتی به لبهی پرتگاه برسی تا مجبور شوی بالهایت را از غلاف بیرون بکشی. اصلا گاهی لازم است برای درد کوچکی گریهات بگیرد تا قدردان سلامتیات باشی و از خودت بیشتر مراقبت کنی.
تقصیر خودمونه که وقتی یه قدم برامون برداشتن، کیلومترا براشون دوییدیم ولی قدر ندونستن، یسریا رو مامان باباشونم آدم حساب نمیکنن که ما کردیم
بَد ذٰات اَگر چِه گٰاه خُوش رَفتار اَست،
اَز پُشتِ نِقاب دَر پِی آزار اَست؛
صَد بٰار اَگَر پوست بیَاَندازَد مٰار!
دَر بٰاطِن خود هَنوز هم یِک مٰار اَست!