نه آرامشت را به چشمی وابسته کن، نه دستت را به گرمای دستی دلخوش، چشمها بسته میشوند و دستها مشت میشوند و تو میمانی و یک دنیا تنهایی.
-فروغ فرخزاد.
آدمِ احساساتی به دردِ این دنیا نمیخورَد! باید بیاحساس بود. باید نفهمید و به خاطر نسپرد و به یاد نیاورد و تحلیل نکرد و زیاد دوست نداشت و زیاد دل نبست و زیاد وابستهنبود و زیاد اهمیت نداد...
باید بیدقت و بیتوجه و بیاحساس بود و جز در این حالت نمیتوان رنج زیستن را تاب آورد. جز در این حالت نمیتوان شبها راحت خوابید و صبحها خوشحال بیدار شد. باید بی دقت و بیتوجه و بیاحساس بود و به ته ماندههای لیوان دل خوش کرد و با آدمها صبور بود و تعامل داشت و خود را به هر زحمتی روی سطح نگه داشت. باید عمیق نبود و حساس نشد و خویشتن را به وادی نفهمیدن سپرد و زندگی کرد.
«صبح تا شب به هر نحوی میگذشت، اما وقتی که شب میآمد، همهی غصهها و رنجها میآمدند.»
- عباس معروفی
«من یاد گرفتهام که هیچ فرقی نمیکند
چه قدر خوب و وفادار باشم، زیرا همیشه کسانی هستند که لیاقتش را ندارند.»
- کریستین بوبن
از هر مردی بپرسی چگونه میتوان زن خوبی بود، متوجه میشوی دارد ویژگیهای یک برده را برایت تعریف میکند!
- نوال سعداوی
شاید خوشحالی همین باشد که احساس نکنی باید در مکانی دیگر، مشغول کاری دیگر و بهجای شخص دیگری باشی...
- اریک وینر
رها کن. بپذیر یک سری آدم ها، اتفاقات، خاطرات، تجربه بودن و اثرشو روی زندگیت گذاشتن. و تو لازم نیست اونهارو همیشه با خودت حمل کنی. نه به خاطر بی اهمیت بودنش، به خاطر ارزشی که به تو داده و رفته. بهت قول میدم اینجوری زندگی خیلی برات قشنگ تره.