هدایت شده از 焚
زنها جلوی هم با هم خوبن و بگو بخند میکنن، پشت هم تمسخر و غیبت. وقتی میبینم طرف چطور انقدر عادی میتونه دورو باشه وحشت میکنم و دلم نمیخواد دیگه جز سلام خوبی حرف دیگه ای بهش بزنم، بعد این رفتار من حمل بر بی ادبی میشه. مطمئنم پشت من هم غیبت میکنن، ولی تهش دیوونه و بی ادب منم که نمیتونم گرم برخورد کنم.
وقتی مهمونی دعوت میشن اونجا تا جایی که ممکنه میلمبونن، ولی وقتی میرن بیرون شروع به قضاوت میکنن که "وای دیدی اتاقش چه نامرتب بود؟"، "دیدی ظرفای تو سینکشو انگار دو روزه ظرفاشو نشُسته بود!؟". و من اینجوری میشم که wow، اصلا دلم نمیخواد به خونه ام دعوتشون کنم. منطقی نیست؟ نمیفهمم چطور منطقی نیست و تهش این منم که بی ادبم. انگار از اداره ای جایی برای نظارت میرن خونه بقیه. قدرنشناس های بی شعورِ مدعی کلاس و سواد.
یه سری از مکالمه ها سخت و سنگینه!
ولی کمک کننده خیلی کمک کننده!
فرودین 405
داخل اتاق سرد با بخاری گرم!